رامیار قنبری: خب مازیار جان خیلی خوش اومدی و ممنونم که اومدی؛ از خودت بگو، از شروع مسیر حرفه ای که داشتی، کارت رو از کی و کجا شروع کردی؟
مازیار نوربخش: من مازیار نوربخش هستم، متولد 23 اسفند 50، البته شناسنامه م رو سال 51 گرفتن خانواده. دو تا پسر دارم که پسر بزرگم دانشجوی سال آخر دانگشاهه و پسر کوچکترم 8 ساله شه.
مسیر حرفه ایم از اواخر سال 74 که مشغول فوق لیسانس بودم، شروع شد با ورودم به شرکت دی پی اف ای شرکتی که اون زمان از موفق ترین و بزرگترین شرکت های خصوصی ایران بود. من تا سال 76 اونجا بودم و بعد از اون وارد پدیسار شدم؛ اینجا هم تقریبا 5 سال کار کردم، تا سال 80 که رمیس متولد شد.
رمیس؛ نقطه عطف زندگی مازیار نوربخش! ماحصل تلاش موثر و تیم خوب
رمیس خیلی نقطه حساسی در زندگی من بود؛ خیلی بخش های مختلفی داره و ما کارهای مختلف و متنوعی انجام دادیم. این شرکت تقریباً یک ساله سهامی عام هست، و به زودی قراره در بورس عرضه بشه.
یکی از بخش های رمیس که خیلی هم پیشرفت کرد و تبدیل به یکی از بزرگترین واحدهای شرکت شد، بخش نرم افزاری بود، و الان هم هست البته؛ که ملحق شدن رضا صاحب زمانی به ما، بعد از حدود 2 سال از تاسیس شرکت، خیلی در این اتفاق تاثیرگذار بود.
بخش سخت افزار و شبکه مجموعه هم، بعد از اومدن احسان پورمند فوق العاده پیشرفت کرد و تبدیل به یکی از بازوهای شرکت شد؛ علاوه بر اینکه احسان همیشه دغدغه آموزش رو هم داشت و در تاسیس موسسه ارژنگ هم نقش خیلی مهمی ایفا کرد.
رامیار قنبری: ولی الان دیگه هوگر شدین؟ درسته؟
مازیار نوربخش: بله؛ هوگر درواقع بیشتر توسعه گروه رو به عهده داره و به دنبال ایجاد مشارکت ها و گسترش های کسب و کاری هست. البته ما هوگر رو خیلی سال پیش با هدف تبدیل شدن به یک هلدینگ در اکوسیستم تاسیس کردیم؛ اما تقریبا حدود دو سال هست که به صورت جدی وارد این زمین بازی شده و داره پیش می ره. من به همراه احسان پورمند و یکی دیگه از دوستان به عنوان سهامداران اصلیش هستیم.
اگر بخوام راجع به زیرمجموعه هاش هم یکم توضیح بدم؛ داروک یکی از شرکت های زیرمجموعه هوگر هست که خدمات اپل ارائه می ده، سایمان مختص فروش تجهیزات صرف هست و ارژنگ هم که قبل تز راجع بهش توضیح دادم و یکی دو تا شرکت دیگه
رامیار قنبری: نقش ارژنگ چیه تو سبد شرکت های هوگر؟ حوزه آموزش چه جذابیتی برات داره؟
نقش پررنگ موسسسه آموزشی ارژنگ در پیشرفت مجموعه رمیس
مازیار نوربخش: ببین من و احسان پورمند از همون سال های ۸۲-۸۳ در فکر ایجاد یک موسسه آموزشی بودیم و خب خود احسان هم علاقه خیلی زیادی به این حوزه داشت. ایده مون رو در هیئت مدیره مطرح کردیم، باهاش موافقت شد و تدریس دوره های سیسکو شروع به کار کردیم. اون زمان خود احسان هم مدارک CCNA و CCSP و سکیوریتی و… داشت و خیلی موثر بود در جلو رفتن ارژنگ. البته این رو هم اضافه کنم که برای من یکجور مسئولیت اجتماعی هم هست و برام خیلی مهمه بتونم این گسترش علم رو برای نسل جدید داشته باشم.
نکته دیگه ای که برای ما خیلی اهمیت داشت، این بود که خب ما در صنعت شبکه کار و داشتیم تلاش می کردیم فعال تر و گسترده تر بشیم و مشتریان بیشتری بگیریم؛ ارژنگ در این زمینه خیلی کمکمون کرد چون هم فضای برندمون رو خیلی تغییر داد و هم شرایط پرورش نیرو رو برامون فراهم کرد و از همه مهمتر، کمک کرد مشتریانمون به واسطه آموزش، با ما ارتباط نزدیکتری بگیرن و اعتماد بیشتری بهمون داشته باشن.
یک مزیت رقابتی خیلی مهمی هم که ارژنگ رو موسسات دیگه متمایز می کنه، سطح اساتیدی هست که افتخار حضور به ما می دن؛ همه این افراد خودشون دست به آچارن، کارها و پروژه های بزرگی داشتن و دارن و صرفا آموزش تئوری ارائه نمی دن. به زودی هم شروع می کنیم برای ارائه دوره های مدیریتی و داریم تلاش می کنیم که نخ تسبیح حوزه آی تی رو تکمیل کنیم.
از اینجا به بعد رامیار قنبری دریچه تازه ای از فعالیت های نوربخش را وارد روند تراپی می کند؛ فعالیت مستمر او در اتاق بازرگانی تهران و نقش صنفی موثرش به عنوان یکی از نمایندگان اکوسیستم اقتصاد دیجیتال در بدنه حاکمیت
حفظ تعادل بین مسئولیت در اتاق بازگانی و کار در رمیس
رامیار قنبری: باتوجه به اینکه عضو اتاق هم هستی و رمیس و هوگر هم هست، چه طور وقتت رو مدیریت می کنی؟ خیلی در رمیس حضور نداری، درسته؟
مازیار نوربخش: الان من در رمیس، بیشتر مشغول توسعه هستم و از وقتی حسین اسلامی به ما اضافه شد، خیلی از فعالیت های اجرایی رو خودش پیش می بره. کار اتاق، تمام وقت نیست، یک کار تشکلیه و خب اصولا هفته ای چند ساعت وقتم رو میگیره، البته بعضی هفتهها بیشتر. درواقع هستم در شرکت هم و سعی می کنم تایم حضورم خیلی کم نباشه.
اما در رابطه با این سوالت می خوام بگم که خیلی باید سعی کنی تعادل رو حفظ کنی؛ از یک طرف نمی شه زیاد درگیر کارها و فعالیت های اتاق نشد چون به هرحال مسئولیتی با تو هست و خب باید براش تلاش کنی، از طرف دیگه هم اگر خیلی خودت رو درگیر بکنی، از کار و زندگی اصلیت می مونی و خب مدیریت همه چی سخت می شه.
لایه هایی پنهان زندگی مازیار نوربخش / از پلن سفر مجردی تا معاشرت با فرزند 8 ساله
حالا دیگر نوبت تراپی است! قنبری شروع به کنکاش در لایه های متفاوتی از زندگی نوربخش ساله می کند؛ لایه هایی که شاید به عنوان یک مدیر با سابقه در حوزه آی تی، در مصاحبه هایش، هرگز از آنها صحبت نکرده.
رامیار قنبری: چی حالت رو خوب می کنه مازیار؟
مازیر نوربخش: بودن با خانواده خیلی حالم رو خوب می کنه؛ دوستانم و رفقام و… یه اتفاق جالب که بخوام براتون تعریف کنم؛ ما پنج دوستیم که از دانشگاه باهم هستیم. یکی از بچه ها الان کاناست، یکیشون آمریکاست، یکی استرالیاست، دوتامون هم ایرانیم. یه گروه واتساپی داریم که بیشتر وقت ها، اونجا باهم در ارتباطیم و همه چیز رو به همدیگه گزارش می دیم؛ به زودی هم قراره باهم یه سفر مجردی بریم!
رامیار قنبری: اهل ورزش و آدرنالین هستی یا نه؟ من خودم مثلا باشگاه می رم…
مازیار نوربخش: نه خیلی زیاد؛ شاید درحد 2 ساعت در هفته ورزش می کنم؛ خصوصا تنیس؛ الان شده تقریبا سیزده چهارده سال که تنیس بازی میکنم. قبل از کرونا هم یه تایمی منظم جیم می رفتم ولی الان دیگه خیلی نه!
رامیار قنبری: موسیقی چی؟ تئاتر مثلا
مازیار نوربخش: موسیقی چرا، تئاتر هم می رم ولی اینکه بگم خیلی حرفهایم یا فن اصلیمه، نه!
رامیار قنبری: ساز میزنی؟
مازیار نوربخش: نه، اصلاً ساز بلد نیستم.
رامیار قنبری: فاصلهی سنی پسر بزرگ و پسر کوچیکت خیلی زیاده. سختت نیست؟
مازیار نوربخش: نه اتفاقاً همین موضوع خیلی زندگی ما رو عوض کرده! ما واقعیتش تصمیم نداشتیم که حتماً یه بچه دیگهای داشته باشیم، اما یه جایی فکر کردیم که این بچه مون داره بزرگ می شه، ما حوصله مون سر می ره، چیکار کنیم؟ خب یه بچه دیگه باید داشته باشیم! و ارشا رو آوردیم که خیلی هم خوشحالیم از این تصمیم. پسر بزرگم هم سال آخر دانشگاهه و بیشتر وقتش رو با دوستانش می گذرونه، البته با ما هم وقت می گذرونه و من خیلی خوشحالم. اما به هرحال من و همسرم با پسر کوچیکترم بیشتر سرگرمیم.
بعد از مطرح شدن این موضوع، فضای استودیو حسابی گرم تر شد و همه مشغول صحبت و خنده درباره این موضوع بودند؛ تا اینکه احمد عطارزاده از اینجا وارد پروسه تراپی شد! لحظه ای که مازیار به این موضوع اشاره کرد که “کاش برای برای احمد هم دوربین می گذاشتین که میومد پیش ما می نشست”
عطار زاده: مطالبه ما حضور تمام وقت شما در اتاق بازرگانی است!/ نوربخش: من تنها نماینده نیستم!
احمد عطار زاده: نه من دوربین نمی خوام! رولم همینه که اینجا بشینم و از اینجا با شما گپ بزنم. یه سوالی الان ازت دارم مازیار. ببین تو یک نقش صنفی داری! جایگاهی داری به عنوان نماینده بخش بزرگی از اکوسیستم؛ اما گفتی تایمی که برای این موضوع می گذاری خیلی زیاد نیست واین دقیقا مطالبه ای هست که اعضای اکوسیستم دارن که این کار، به عنوان یک کار تمام وقته و باید براش بیشتر وقت بگذارین. چرا؟ چون ما از بانک مرکزی دچار چالش هستیم تا ارشاد و دادستانی و…
رامیار قنبری: و حتی گمرک. که فکر کنم خود تو هم خیلی با گمرک چالش داشتی.
مازیار نوربخش: نه؛ چون رابطه گمرک با اتاق بازرگانی خیلی بد نیست. اما اگر بخوام راجع به سوال احمد توضیح بدم، نکته اول اینه که خب اولا من تنها نماینده اکوسیستم نیستم؛ شهاب جوانمردی، فرزاد، آقای افشین کلاهی … که اینها فقط عضو اتاق تهران هستن، ما نمایندگانی در اتاق ایران هم داریم. همین اواخر هم علیرضا مبین و گلرخ داوران بهمون اضافه شدن. درنتیجه نیازی نیست که تمام مطالبات روی یک نفر متمرکز باشه.
هرچند برای این کار تو هرچه قدر هم وقت بذاری واقعا کمه! انقدر مسائل زیاد هست که تو اگر تو به عنوان یک شخص، نتونی تعادل برقرار کنی بین کارت و این مسئولیت و تمام وقتت رو به اتاق متمرکز کنی، دیگه از بیزینس ها و مشکلاتی باهاش درگیر هستند فاصله می گیری. مثل خیلی از عزیزان که قبلا سمت دیگه ای داشتن و الان عضو اتاق هستن و اصلا حس و درک دقیقی نسبت به مسائل ما ندارن.
به علاوه اینکه این کار حقوق و درآمدی نداره! و تو باید بتونی یک تعادلی برقرار کنی که هم زندگی کاری خودت رو پیش ببری و بهش صدمه نخوره و هم مسئولیت اتاق رو.
گله مازیار نوربخش: اعضای اکوسیستم اقتصاد دیجیتال کنار هم نیستند!
و خب نکته دیگه ای که هست و من خیلی بابتش گلایه مندم اینه که خیلی موارد به ما ارجاع شده و ما تا جای ممکن پیش بردیم و به نتیجه رسوندیم؛ اما بعضی اوقات اتفاقات خوشایندی نمی افته! مثلا برای مسئله رمزارز ما خیلی پیگیری کردیم، خیلی جلو رفتیم اما یک جایی دیدیم بچه های فین تک پشت ما رو خالی کردن رسما! یعنی ذی نفعان موضوع دیگه از ما حمایتی نکردن و منصرف شده بودن انگار!
رامیار قنبری: چه شفاف داری می گی. خوشم اومد.
مازیار نوربخش: و این موضوع یجوری شد که انگار ما مسئله و نفع شخصی داریم؛ درصورتیکه اینطور نبود!
رامیارقنبری: این خیلی بده! اینکه در یک اکوسیستم، آدم ها کنار هم نیستن و فکر می کنن اگر تنها برن جلو و لابی کنن، منافعشون بیشتر تامین می شه.
مازیار نوربخش: اتفاقا چند وقت پیش یکی از دوستان تماس گرفت برای موضوع پرداخت یارها، یک درخواستی رو مطرح کرد. من گفتم ما مشکی نداریم، پیش می بریم و پیگیری می کنیم ولی یهو وسط کار نرین از بخش های مخلتف دیگه پیگیری کنین! چون دیگه نمی شه کار رو پیش برد.
حالا چرا اینو گفتم؟ منظورم اینه که ما سعی مون رو میکنیم و برای موضوعاتی که کمیسیون انتخاب کرده یعنی فین تک و هوش مصنوعی، پیگیری جدی می کنیم؛ اگر لازم باشه کار کارشناسی، مطالعات، گزارش و… درحقیقت خوبی اتاق بازرگانی دقیقا همین هست که خیلی آدم های توانمندی در حوزه های مختلف داره و بخاطر همین کار رو می شه خیلی دقیق تر و موثر تر درش پیش برد.
رایمار قنبری: ولی اتاق به نظرم زورش، حتی از نصر هم بیشتره! از قدیم هم همینطور بوده. این اواخر نصر ضعیف شده خیلی.
احمد عطارزاد: آره همینطوره چون واقعیتش اینه که اتاق، درحقیقت پارلمان بخش خصوصیه
نوربخش: تلاشم برای نزدیک شدن سازمان نصر و اتاق بازرگانی بی نتیجه ماند؛ چون عده ای خودتحریمی کردند
مازیار نوربخش: ببین ازنظر من نباید اتاق رو با نصر مقایسه کرد؛ چون اتاق بازرگانی به هرحال با حدود چهل رشته و رسته و چیزهای مختلف در ارتباطه و یکی از بخش هاش بخش آی تی هست که تا چند سال پیش هم خیلی کمرنگ بوده. سازمان نصر اما، کاملا تخصصی در حوزهی فناوری اطلاعات فعال هست و فضاش خیلی متفاوته. می خوام بگم دوتا نهاد مجازن؛ ولی اشکال نصر اینه که از نظر بودجه و توان مالی خیلی ضعیفه.
من خیلی دوست داشتم رابطه اتاق با نصر رو تقویت کنم، خیلی هم تلاش کردم؛ اما متأسفانه نشد! چون ما درگیر یک جور خود تحریمی شدیم در بین اعضای اکوسیستم اقتصاد دیجیتال، یک رقابت خیلی بی معنی! و به نظرم آدم نباید خودش رو توی این نقش تعریف کنه. تو در جامعه یک نقشی داری، در اجتماع کسبی داری، جایگاهی داری، استاد دانشگاهی هستی و… الان هم داری میری در یک تشکل برای انجام یک کار تشکلی همین!
رامیار قنبری: اصلا تو می ری دنبال یه کار صنفی که هم منافع برای خودت داشته باشه هم برای بقیه.
مازیار نوربخش: دقیقاً! ینی اگر آدم هایی که میان توی این مجموعهها دنبال یک جایگاه باشن و بخوان اسم خودشون رو فقط بزرگ کنن، بعداز مدتی می بینی دیگه نیستن! ینی اسمی ازشون باقی نمی مونه چون موفق عمل نمی کنن و ارزشی قائل نیستن برای این جایگاه.
نوربخش: موفقیت حاصل تقلید نیست!
احمد عطار زاده، دوباره مسیر مصاحبه را تغییر داد و تلاش کرد بعد انتقال تجربه عطار زاده را بررسی کند! آن هم با چاشنی انتقاد از دهه پنجاهی ها…
احمد عطارزاده: من نمی دونم تو درس می دی یا نه! خیلی انگیزه و مسیری که اومدی و کارهایی که راه اندازی کردی و اینها…جالب بوده. می خوام بدونم برای این اتقال تجربه چی کار می کنی؟ الان ارتباط بین دهه پنجاهی ها با دهه 70 و 80 خیلی کم شده و این انتقال دیتا اتفاق نمی افته. مثلا ما دهه 60ها خیلی برای هم وقت می ذاریم و همدیگه رو می بینیم ولی تو دهه شما این موضوع خیلی کمتره و انگار فقط خودتون با خودتون هستین…
مازیار نوربخش: ببین اولین نکته اینه که من هیچوقت معلم خوبی نبودم! ینی هیچوقت نتونستم خیلی خوب چیزی که توذهنم هست رو منتقل بکنم به آدم ها؛ البته خیلی کار انجام دادم و تمام تلاشم رو هم کردم ولی خب هیچوقت حس نکردم معلم خوبی هستم. هیچ خساستی در اینکه بخوام به کسی چیزی یاد بدم ندارم و هیچوقت هم طوری کار نکردم که اگر از جایی میرم بقیه لنگ من باشن و… هرچیزی که می تونستم رو منتقل کردم.
من یک نکته ای در دوره ای که در مکزیک گذروندم یاد گرفتم که به این سوال تو خیلی مرتبط هست؛ ببین مثلا من از یک مسیری اومدم و شاید به یک موفقیت نسبی رسیدم، دلیل نمی شه هرکس دیگه از این مسیر بیاد، به اون نتیجه ای که من رسیدم برسه! این اشتباهیه که خیلی از آدم ها می کنن. درحقیقت می خوام بگم موفقیت و اینکه تو اونطور که می خوای در موقعیت های مختلف تصمیم گیری کنی، یک الزاماتی داره که لزوما از تقلید به دست نمیاد.
پروژه های موفق ملی کار ما در رمیس بود نه شرکت های رقیب/ برنامه مهاجرت ندارم
رامیار قنبری: برنامه ت برای رمیس چیه؟ بعداز اینکه رفت تو بورس؟
مازیار نوربخش: اتفاقا ما یک پلن 5 ساله داریم که داریم برنامه ریزی می کنیم برای تبدیل شدن که یک اکوسیستم در حوزه زیرساخت دیجیتال؛ چون ما خیلی از پروژه های موفق ملی رو پیش بردیم تا به امروز؛ مثل کارت ملی هوشمند که از ابتدا تا انتهاش با تیم ما بود؛ و دلمون می خواد بتونیم پروژه های به این شکل رو تکرار کنیم.
رامیارقنبری: رقیبتون کیه در این حوزه؟!
مازیار نوربخش: شاید اندیشه نگار پارس باشه؛ البته اون هم قبل از این اتفاقات… اما درکل تیم های فنی رقیبانمون به اندازه تیم فنی ما بزرگ و توانمند نیست. دلیلش هم این هست که ما همیشه به تیم فنی و سطح دانش اونها خیلی حساس بودیم و هیچوقت سعی نکردیم تبدیل به یک شرکت بازرگانی بشیم؛ هرچند که بازرگانی خیلی سود سازه و جذابه؛ اما ما هیچوقت تو ذهنمون همچین چیزی نبوده.
احمد عطار زاده: برای مهاجرت برنامه داری؟ بعد اینکه بازنشسته بشی؟ چون خیلی برای من غریبه اگر مازیار نوربخش دیگه نخواد کار کنه و دیگه نخواد تاثیر گذار باشه در فرآیندها
مازیارنوربخش: ببین من تو ذهن خودم اینه که تا 60 سالگی حداقل، بتونم کار کنم چون از کارم خیلی لذت می برم. خیلی فرصت داشتم برای رفتن از ایران؛ اما نه! برای مهاجرت برنامه ای ندارم. خوشبختانه همسرم هم تمایل چندانی نداره! چون یک تجربه نچندان دوست داشتنی هم داشته از مهاجرت به آمریکا و برگشته. درنتیجه احتمالا نخواهم رفت ولی خب خیلی اهل مسافرتم و برای تفریح خیلی می ریم!
رامیار قنبری: نوربخش یک آی تی من صفر و صدی است/ حتی از سیگار کشیدنت هم چیزی نگفتی!
رامیارقنبری: تو خیلی تکی ای! خیلی صفر و صدی هستی مثل خودمون. بقیه مثلا از کتاب خوندنشون می گن، از سیگار کشیدنشون… تو اصلا حرف نمی زنی!
احمد عطار زاده: خب تو اصلا چیزی نپرسیدی…
رامیار قنبری: بازجویی که نیست من هی بپرسم. خودش باید بگه همه چیو دیگه! تراپیه دیگه….
مازیار نوربخش: من سیگار رو از آخرای دانشگاه کشیدم؛ تا حدود شش سال پیش که می شه 23 سال! بدون اینکه یک روز ترک کنم، بدون اینکه اصلا به فکر ترک باشم. اما چی شد که ترک کردم؟ یک کلاسی که من به همراه چند نفر از دوستانم به طور اتفاقی درش شرکت کردیم و درنهایت هم رومون تاثیر گذاشت و تا امروز هم، هیچکدوممون نکشیدیم دیگه.
رامیار قنبری: فکر کردم بخاطر پسرت ترک کردی!
مازیار نوربخش: نه! من اصلا تعیین نمی کنم که اون بکشه یا نکشه! اتفاقا پدر خودم سیگاری بود، وقتی دید که دارم می کشم اولش خیلی ناراحت شد که من سیگاری شدم و… ولی بعدش دیگه همیش با هم سیگار کشیدیم. خیلی حال می داد.
برای موفق بودن در کار تشکلی، باید بلد باشی وسط بازی کنی!
لحظات آخر تراپی، رامیار قنبری مجدد از آینده کاری مازیار نوربخش پرسید؛ اینکه خود را در کدام تشکل موثر تر می داند و تصمیم دارد فعالیت صنفی خود را در سازمان نصر ادامه دهد یا اتاق بازرگانی. حامد عطارزاده نیز مجدد گریزی به دغدغه ذهنی اش زد و از نوربخش برای هم نشینی بیشتر با نسل جوان اکوسیستم تقاضا کرد.
رامیار قنبری: من از 86 نکشیدم تا الان. این رو هم بهمون بگو که دوباره برای دوره بعد نظام صنفی کاندید میشی؟
مازیار نوربخش: فکر میکنم علاقه مندم در اتاق بیشتر کار انجام بدم و فعال باشم
رامیار قنبری: به نظرت در نصر بیشتر تاثیرگذار بودی یا اتاق؟
مازیار نوربخش: ببین من که اصلاً تا قبل از نظام صنفی، هیچ کار تشکلی نکرده بودم، وارد هیچ تشکلی نشده بودم و جالبه که حسین قروی باعث شد من وارد این دنیا بشم؛ برای جلسات مختلف و کمیسیون ها مدام دعوتم می کرد ولی من نمی رفتم… تا اینکه یکی از همین دوره های خودشناسی که با همسرم هم شرکت می کردم، باعث شد من به انجام مسئولیت اجتماعی خیلی حساس بشم و به کار اتاق هم، به عنوان یک مسئولیت نگاه کردم و واردش شدم.
به نظرم بخاطر مسئله منابع و… تاثیرگذاری آدم در اتاق بیشتره، چون کارهای بیشتری از دستت برمیاد که انجام بدی و راحت تر هم می شه به نتیجه رسید.
احمد عطار زاده: به عنوان حسن ختام، من ازت خواهش می کنم حضورت رو حفظ کنی؛ چون تو و نسل تو به عنوان کسانی که می تونن در اقتصاد دیجیتال راهبر باشن، قطعا خیلی کمک کننده هستین. شما حاکمیت رو بلدین، رگولاتور رو بلدین، چک و چونه هاتونو زدین… ما کنار شما باشیم، خیلی زودتر به اهدافمون می رسیم، از منش شما یاد می گیریم و با این هم زیستی، می تونیم خیلی صنف قوی تری بسازیم.
مازیار نوربخش: ببین واقعیت اینه کار تشکلی خیلی وسط بازی داره؛ ینی اگر تو بری خیلی سمت حاکمیت، نمی شه! اگر هم خیلی اعتراض کنی می شی اپوزوسیون و باز هم کارت پیش نمی ره. اینکه بتونی وسط بازی کنی خیلی کار ارزشمندیه و باید بتونی این کار رو برای موثر بودن انجام بدی.
هرکسی که می خواد تو این حوزه فعالیت کنه، باید یادش باشه که نیازه دو طرف رو داشته باشه! من خیلی دوست دارم تا زمانی که توان دارم، بمونم و با جوان ها پیش برم؛ جوان ها خیلی خوبن، خیلی پر انرژی ان.. اما به نظرم چیزی که خیلی مهمتره این هست که ما بتونیم باهم بشینیم و راجع به مسائل بحث کنیم و در موضوعات، به یک موضع واحد برسم! واقعیت اینه که ممکنه رگولاتور در مواقعی از مختلف بودن نظرماها سوء استفاده کنه… ولی اگر همه مون باهم هم صدا باشیم و درکنار هم باشیم، خیلی اتفاقات بهتری می افته.




















