رامیار قنبری: خدمت آقای علیرضا قنادان هستم؛ مدیرعامل لندو… قراره که امروز باهم راجع به قانون بهبود محیط کسب و کار و کارهای صنفی که انجام داده صحبت کنیم؛ نگاهش برای امسال چیه؟ آقای علیرضا خان خیلی خوش اومدی؛ شما از قدیمی های اکوسیستم هستی؛ خیلی خوشحالم که دعوت منو پذیرفتی. از داستان لندو بگو برامون، چی شد اصلا مدیرعامل لندو شدی؟ چیکار کردی؟ چه زیرساخت هایی رو احیا کردی؟ چه پلنی داری؟ چون شما از قیمی های بازار هستین، برندی بودین و هستین برای خودتون! همه شما رو از قبل می شناسن.
علیرضا قنادان: من علیرضا قنادان هستم، ممنون از دعوتتون، خیلی خوشحالم که اینجام. اگر بخوام اول یکم از خودم بگم؛ من تحصیلاتم صنایع بوده، بعدش مدیریت خوندم در گرایش فناوری اطلاعات، PHDم رو هم گرایش BI گرفتم. من هم سابقه تدریس دارم، هم سابقه استارت آپ های مختلف دارم؛ اما در تا صنعت بیشتر از همه سابقه دارم؛ یکی صنعت فین تک و یکی صنعت حمل و نقل تو حوزه سنتی و دولتی و همچنین نیمه دولتی.
از خط شکنی در لندو؛ تا باز کردن گره های مدیریتی در سازمان تاکسیرانی!/ قنادان: به عنوان اولین محرک بازار، کسب و کارم خیلی آسیب دید…
اگر بخوام از مسیر شغلی و حرفه ایم بگم، یه مدت رئیس هیئت مدیره کارپینو بودم و همزمان هم، در چند ونچر دیگه تو حوزه payment که در مجموعه دانش بنیان برکت مستقر بودن، مشغول بدم؛ هم منتورشیپ داشتم و هم عضو هیئت مدیره بودم، هم کنار تیم ها بودم. بعدتر، زمانی آقای نجفی شهردار تهران شدن، من مدیرعامل تاکسیرانی تهران شدم که یک سازمان سنتی بود؛ ماموریتم هم این بود که بین اسنپ و تاکسیرانی آشتی برقرار کنم! چون زمانی بود که تازه داشت چالش های بین تاکسیرانی و اسنپ و تپسی شروع می شد! چون شما می دونید در سازمان سنتی مثل تاکسیرانی، از لحاظ اجتماعی خیلی سخت بود که شما جابندازی مثلا تاکسی اینترنتی قانونیه؛ چون قبل از من همه برخوردهای خیلی سخت و سنگینی داشتن. تو این مدت من با خارجی ها هم کار کردم؛ مثلا عضو کمیسیون مقررات گذاری الکترونیک رایت هیلینگ شدم و هنوز هم هستم؛ ما یک جایزه بین المللی گرفتیم رو مدل مقررات گذاری تاکسی اینترنتی حتی
یک مدت هم رفتم در سازمان بورس که خیلی هم طول نکشید تا اومدم بیرون و فاصله گرفتم؛ چون برام هم خیلی خسته کننده بود، هم روحیه ام نمی خورد.
رامیار قنبری: کامند دولت هم شدی یا نه؟
علیرضا قنادیان: نه
رامیار قنبری: چون من خودم یه مدتی کارمند دولت بودم می خواستم ببینم کردی این کارو یا نه؟
علیرضا قنادیان: نه؛ نکردم این کارو.
در نهایت هم لندو؛ که قبل تر اسمش ایران رنتر بود. اگر ما بخوایم منصفانه راجع بهش قضاوت کنیم، خب اولین بود! تدر خیلی چیزها…و ما جسارت خیلی زیادی در لندو داشتیم! و به عنوان اولین بازیگر بازار، خیلی آسیب هم دیدیم.
فرست موور ها چون اولین هستند و پیشرو ان در بازار، رقیب ندارن، کار های جدید می کنن… اما هزینه های هنگفتی می دن تا بقیه ببینن و یاد بگیرن که اشتباهاتی که لندو کرده رو، اینا نکنن! واقعا من وقتی نگاه می کنم به اکوسیستم، کاملا مشخصه که دیدن و یاد گرفتن…
رامیار قنبری: سهام دارتون کیه؟
علیرضا قنادان: زمان ایران رنتر، خب یک مجموعه خصوصی که اسمش رو الان فراموش کردم، سهامدار ما بود؛ اونها سال 97 98 سهامشون رو خارج کردن و بعد وارد مذاکره شدن با ارتباط فردای بانک آینده. سال 98 با 35% ارتباط فردا وارد شده، بعدها به مرور زمان که ما در مجموعه، روالی مثل پیتوپی لندینگ رو که شروع کردیم؛ بانک مرکزی وارد شد؛ البته نه به عنوان سهامدار بلکه به عنوان کسی که اومد پلمب کرد!البته الان پیتوپی لندینگ از طریق کرادفاندینگ، براش مقررات گذاری شده؛ ولی خب لندو این رو هم تلاش کرده بود براش
اول تو حوزه اجاره بوده بعد رفته تو اجاره به شرط تملیک، بعد احساس کرده که شاید یه پارتنر بانکی داشته باشه بد نیست و باید بره سراغ مشتری های دیگه ای که تامین مالیش رو با بانک انجام بده و خب به هرحال با ارتباطی که با ارتباط فردا داشتن، تونستن جذب سرمایه کنن و بعد مجددا یک افزایش سرمایه دیگه ای ارتباط فردا در سال 1401 داده روی مجموعه که الان سهامش رسیده به 70%. الان هم در وضع موجود، 30% در اختیار گروه موسسین هست.
چرا لندو از بازار لند تک ها خارج شده؟! / در عرض چند سال، یک فرد از رتبه اعتباری A رسید به جایی که نکول ایجاد کرد!
رامیار قنبری: این چراغتون یه ذره خاموش شده نسبت به بقیه لند تک ها! چرا؟
علیرضا قنادان: نکته خیلی حساس و دقیقی رو گفتی! که من باید توضیحش بدم… پرسیدی چه جوری شد که لندو شدین؛ خب من در یک برهه خیلی بحرانی وارد لندو شدم. علتش هم این بود که دستورالعمل بانک مرکزی اومده بود و فعالیت لندو غیرقانونی شده بود و چالش جدی ایجاد شده بود! خب لندو تک بیزینس مدله بود؛ مقداری به مردم بدهکاری جدی داشت که می تونست زمین گیرش کنه و بانک هم روی مدل مدیریتی قبل، خب خیلی موافق نبود و هماهنگی وجود نداشت. تقریبا کسب و کار داشت نابود می شد. و درنهایت هم، دیگه به من پیشنهاد دادن که من وارد شم؛ چون احتمالا اگر من وارد نمی شدم الان دیگه لندویی وجود نداشت. خلاصه ما رفتیم و ورودمون هم با چالش بود خیلی؛ ولی به هرحال گذشت اون شرایط و الان ما نزدیک هشتاد نود نفر هستیم.
اینکه گفتی چرا این مدت چراغ خاموش شدیم، علتش اینه که من احساس می کنم که صنعت لندتک در یه فضای عجیبی قرار گرفته از نظر دورنما. بعضی وقتی شما یک فضای جذابی که در پیشرو می بینید، به همون اندازه که می تونه فرصت زا باشه، به همون اندازه هم می تونه آسیب زننده و خطرناک باشه!
کشور در یک وضعیتی قرار گرفته که مردم شرایط خیلی خوبی ندارن؛ و این ریسک بزرگ لندتک هاست. علی الخصوص اونهایی که به سرعت و بدون توجه دارن اسکیل می کنن؛ خیلی روی این موضوعات دقیق نیستن و من خبر دارم یکی دو تا از همین پلتفرم هایی که درحال حاضر اسکیل کردن و خیلی هم معروف شدن؛ دچار چالش جدی ای هستن بابت این موضوع! چرا؟
چون ما زیرساخت هامون برای اعتبارسنجی، زیرساخت های محدودی بود. البته ما هم گرفتارش شدیم؛ در سری قبلی تسهیلاتی که در لندو دادیم، دچار مشکا شدیم. چون مثلا شما فکر کن 60% آدم ها فاقد رتبه اعتباری اند؛ یعنی شما اصلا نمی دونی که از نظر رفتار اعتباری به چه شکلی هست این آدم. حالا الان همه چی بهتر شده؛ یعنی از آبان ماه گذشته که مدل اعتبارسنجی بازنگری شده، سورسش خیلی بیشتر و بهتر شده، بانک مرکزی داره با حساسیت بیشتری کار رو دنبال می کنه. لندتک های بزرگ الان دارن بیشتر اطلاعات فراهم می کنن؛ یعنی پایه اعتباری رو دارن گسترش و توسعه می دن. این فایننشال انکلوژن یا شمولیت مالی یعنی آدما پرونده اعتباری داشته باشن. منتهی نکته ای که وجود داره اینه که کشورهای دیگه؛ مثلا مثل آمریک، انقدر اقتصاد و زیرساخت هاش رو اعتباره، که از زمانی که به دنیای میای، با بدهی انگار به دنیا میای! شما با بدهی به دنیا میای و زندگیت تامینه یجورایی… ولی خب تا آخر عمرت درحال پرداخت بدهی و… هستی. ولی تو ایران هیچوقت اینطوری نبوده! مردم اینجا ممکنه فقیر باشن؛ ولی هیچوقت بدهکار نبودن! این توسعه ای که لندتک ها دارن ایجاد می کنن در چندوقت اخیر، خیلی تغییر بزرگیه… الان ما یا بقیه لندتک ها، مشتری های فعالشون اغلب جوونان؛ یعنی دانشجو هستن، در سن پایینن و اولین وام هایی هست که دارن می گیرن و سراغ بانک ها هنوز نرفتن!
شما خیلی وقت ها نمی خوای بدهکار بشی، خیلی وقت ها نمی خوای نکول کنی ولی وقتی بیکار می شی، ناگهان دیگه نکول می کنی…. الان کشور ما در یه وضعیتی قرار گرفته که مردم با یک بیماری ناخواسته، یا یک تصادف و اتفاق خیلی ساده، دهک زندگی شون جابجا می شه!
رامیار قنبری: الان همه دهک زندگی شون اومده پایین..
علیرضاقنادیان: مثلا من یک بار یک نفر رو اعتبارسنجی کردم، نمره اعتباریش A بوده؛ یعنی آدمای خوش اعتبار ناگهان دو تا سه تا قسط داده… این اواخر ولی، دیگه هیچ کدوم قسطش رو پرداخت نکرده! و شما این رو به هیچ وجه نمی تونی حدس بزنی! درحقیقت مشکل سیستم اعتبارسنجی به شیوه سنتی، اینه که خیلی گذشته نگره آینده نگر نیست و رفتار آینده افراد رو نمی تونه ببینه! بعد شما وقتی در این شرایط با سرعت اسکیل می کنی، نرخ نکولت حسابی می ره بالا…
رامیار قنبری: من احساس می کنم واقعا قانونی وجود نداشته. تو لندتک، چون شما پول رو از بانک رِیز می کنید، یک قانونی وجود داره که شما بهش اظهارنامه ای بدید، درخواستی بدید بگیرید، روی BMPL ها اینجوری نیست چون غیرقانونیه کلا دیگه؛ چون بانک مرکزی قانونی راجع بهش نداره… مثلا شما پول اسنپ رو ندی، چیکار می خواد بکنه؟
علیرضا قنادان: ببین حالا غیرقانونی مطلق که نیست؛ چون بالاخره شما یک کالایی گرفتی، این کالا رو اقساطی گرفتی، بابتش تضامینی داری و اون تضامین رو طبق قرارداد، طبق قانون مدنی شما می تونید برید اقدام بکنید اگر یک نفر اقساطش رو نده؛ ولی مسئله اینه که آیا می ارزه؟!
قنادان: لندو نیازی به تبلیغات ندارد!
ولی ما یک کاری ما انجام دادیم تو کمیسیون لند تک سازمان نصر؛ که واقعا هم کمیسیون خیلی فعالیه! یک کارگروه فنی مشترک با شرکت اعتبارسنجی ایرانیان تشکیل دادیم که تقریبا هر دو ماه یک بار یک جلسه داره برگزار می شه. با اعتبارسنجی با شرکت اعتبارسنجی ایرانیان، روی به اشتراک گذاری داده ها به تفاهم رسیدیم و اونها دارن یک مدل اشتراکی روی BMPL ها هم ایجاد می کنن؛ یعنی دارن دیتا رو از ما می گیرن و یک مدل اختصاصی روی BMPLداره تشکیل می شه. که این اگر اتفاق بیفته، در آینده می تونه روی رتبه اعتباری اصلی هم تاثیرگذار باشه؛ الان به صورت آزمایشی داره اجرا می شه ولی به زودی و با اجرای این مدل، اگر فردی در BMPL ها هم نکول کنه، روی رتبه اعتباریش تاثیر می گذاره و رتبه رو کاهش می ده.
رامیار قنبری: چه اتفاق خوبی… کلا باتوجه به اینکه کشور در این وضعیت قرار گرفته و وضع مردم اینطوری شده، همه چیز داره به این سمت می ره که دقیق تر و حساب شده تر می شه.
علیرضا قنادیان: آره… و اینکه شما گفتی یه مقداری آروم هستید؛ اولا که خب ما مشتری های خودمون رو داریم، اون هم به صورت ارگانیک و بدون اینکه جریان خیلی جدی ای به پا کنیم! ما رو سایتمون 2.5 همت در ماه درخواست وام ثبت می شه! اصلا این عدد پاسخگوییش برای خود ما هم واقعا سخت و عجیبه و شاید خیلی نیازی به تبلیغات ندارم!
رامیار قنبری: نیروهات کم نیستن؟ من چون با بقیه هم صحبت می کنم، الان همه بالای دویست نفرن.
علیرضا قنادان: ما به یک دلیل ممکنه نیروهامون رو اضافه بکنیم؛ ببین بیزینس مدل ما، خصوصا اون موقعی که من لندو رو گرفتم، این بود که کسب و کار تک بیزینس مدله بود و ریسکش هم خیلی بالا بود؛ بخاطر اینکه خب کوچکترین تغییر در بازار، کسب و کار رو لاک می کنه! بنابراین ما شروع کردیم یک مقدار بیزینس مدلمون رو تغییر دادن و الان داریم متنوع می کنیم… ما به زودی یک رونمایی خیلی جالب خواهیم داشت؛ چند تا محصول جدید عجیب و غریب داریم بالا… یعنی ما الان بیزینس مدل هایی رو داریم کنار بیزینس مدل خودمون می ذاریم که در حقیقت با لند تک مکمل می شه. مثلا ما در لویالتی داریم می ریم و در مدل های باشگاه وفاداری، کارت بانکی احتمالا توزیع خواهیم کرد، کارت نقدی داریم توزیع می کنیم با آفرینگ هایی مثل کش بک، با امتیازات ناشی از خرید؛ یعنی بِرندِت کارت داریم. با دو سه تا بانک مذاکره کردیم که همه هم مشتاقن!
رامیار قنبری: با بلو بانک یا بانک ملت؟ چون بانک ملت هم یه چیزی آورد بالا اون زیاد قوی عمل نکرد!
علیرضا قنادان: ببینین بقیه از نظر خلاقیت اینقدر عقب نیستن از بلو؛ به نظرمن برگ برنده بلو، برندینگ و نوع ورودش به بازار بود!خیلی حرفه ای وارد شد…. اورنس برند، شخصیت و پوزیشنی که برای خودش ساخته، محصولات الاین با برند که یکی یکی داره وارد بازار می کنه… ما هم حقیقتا با این جایگاهی که داریم، داریم تلاش می کنیم که مدل جدیدی رو پیش بگیریم که شاید علاوه بر لند تک های شناخته شده ای مثل دیجی پی و اسنپ پی، تو مدل بانک ها و نئو بانک ها هم رقیب پیدا کنیم! چون به هرحال داریم بیزینسمون رو توسعه می دیم؛ چون این حجم از تقاضای وام رو هیچ کدوم از بانک ها نمی تونستن تامین مالی کنن، این ریسکی هست که همه لندتک ها در آینده دارن؛ رقابت می ره رو بحث تامین مالی… و ما حقیقتش رو بخواین، بیزینس مدلمون رو داریم دابل ساید می کنیم! ما منابعی که مورد نیازمونه برای ارائه تسهیلات داریم خودمون تامین می کنیم با نرخ پایین تر بنابراین نرخ هامون هم خیلی رقابتی تر می تونه باشه…
رامیار قنبری: به نظرم شما در اصل دارید لیزینگ ها رو حذف می کنید! آقای فرزین تو اولین همایش امسال که تو بانک مرکزی بود، گفت کلا چهل همت یا پنجاه همت پول جابجا شده تو لیزینگ! لیزینگ خیلی سنتیه ولی فرقش با لند تک اینه که لندتک ها، هنوز به اون صورت رگولاتوری نشدن؛ خودشون با هوشمندی خودشون و ابزار فین تکی که دارن، چه تو حوزه پرداخت چه تو حوزه بانکی، سرعتشون خیلی زیاد شده! لیزینگ ها عادت کردن به مفت خوری و تو سیف ساید بودن؛ اما لندتک ها دارن ریسک می کنن! الان داشتیم راجع بهش حرف می زدیم… مردم ضعیف شدن، شما دارید اعتماد می کنید به مردم که بیان از شما اعتبار بگیرن؛ یعنی باز یک خط شکنی داره اتفاق می افته برای لیزینگ ها….
علیرضا قنادان: ما اصلا علاقه ای نداریم بزرگ شیم! یک بار داشتم یک مصاحبه از پاول دورف می دیدم که تعداد پرسنل تلگرام سی نفره کلا… یک محصولی به این کیفیت، به این زیبایی، انقدر آپشنال….
من خیلی دوست دارم این رو که، شما بتونی یک گروهی از آدم های واقعا توانمند و پیدا بکنی که با هم اَلاینن! چون اصولا بزرگ شدن از نظر تعداد افراد، لزوما به معنای بزرگ شدن کسب و کار الزاما نیست و اتفاقا پیچیدگی هایی اضافه می کنه که اصلا شاید ضرورتی نداشته باشه! من تقریبا سی تا چهل درصد نیروی انسانی رو کم کردم ظرف سال گذشته؛ علی رغم اینکه سه چهار تا بیزنس مدل جدید آوردیم…. حدالمقدور سعی می کنم تیم اجایل ولی کوچک باقی بمونه
استراتژی سال آینده مون و موضوعی که خیلی جدی روش متمرکز هستیم، دو تا موضوع جدی هست. یکی لانچ کردن محصولاتمون؛ یعنی تنوع بخشی به محصولات کسب و کار که از حیث مدل کسب و کاری بیاد پایین. و دو اینکه یکی از تیم های بزرگمون دارن روی مدل های مدیریت ریسک تسهیلات مون کار می کنن که بتونیم با ی آی و دیتاهای خیلی خوبی که جمع کردیم، بتونیم نکول رو بیاریم پایین… سال جاری و سال آینده؛ هرچقدر کسب و کارها بزرگتر باشن ولی خوب نتونن مدیریت ریسک کنن، این پاشنه آشیلشون می شه و زمین گیرشون می کنه! بنابراین ترجیح می دیم این ریسک رو تا جای ممکن مدیریت کنیم و پاهامون رو محکم بذاریم.
رامیار قنبری: چه تعداد یوزر داری؟
علیرضا قنادان: ما الان در حال حاضر7/2 میلیون یوزر داریم که تقریبا روزی 3 هزار تا 3 هزار و پانصد نفر بهش اضافه می شه.
رامیار قنبری: پس تو لیدرهای بازار شما هنوز جز اولین هستید.
علیرضا قنادان: بله ما جزو پلیرهای بزرگیم واقعا! البته ما بعضی از مدل ها رو نداشتیم؛ مثلا BMPL رو نداشتیم که امسال با یک سبک جدیدی لانچ خواهیم کرد.
رامیار قنبری: پذیرنده هاتون چه قدره؟
علیرضا قنادان: ما چون مدلمون مدل خاصی بوده، در گذشته نیازی به پذیرنده نداشتیم؛ ولی الان نزدیک به صد تا پذیرنده گرفتیم. یک کار جدید هم داریم انجام می دیم؛ داریم پذیرنده هامون رو متصل می کنیم به پذیرنده های خانواده بانک آینده چون برندی تحت عنوان برند ایران کارت هم بوده، که با مدلی نزدیک هفت هشت هزار تا پذیرنده اون تجمیع بشه.
رامیار قنبری: کال سنتر هم داری؟ شلوغه؟ زنگ خور دارین؟
علیرضا قنادان: آره ولی خب متناسب با عملیاته دیگه! یعنی هر چقدر زمان هایی که عملیاتمون حجمش می ره بالاتر، پذیرش هامون می ره بالاتر، تماس ها بیشتر می شه، تعداد لاین هامون بیشتر می شه….
جالبه براتون بگم یکی از محصولاتی که ما راه اندازی کردیم، مشاوره با آدماست در مورد اینکه رتبه اعتباریشون رو چه شکلی می تونن ارتقا بدن! باور کن آدم ها نمی دونن که مثلا ایم رتبه اعتباری A که گرفتن قبلا، الان چرا C شده… ما یک مدل اعتبارسنجی داخلی هم خودمون داریم که وقتی طرف میاد، ارزیابی بشه، ممکنه A باشه ولی ما بهش وام ندیم، طرف ممکنه B باشه بهش بیشتر از یه A وام بدیم! و یک حسنی که این اتفاق داره، اینه که ما الان نزدیک به 40% از مشتری هامون، نه تنها یک قسط عقب افتاده ندارن، بلکه به طور متوسط یازده روز زودتر اقساطشون رو پرداخت می کنن!
رامیار قنبری: چه جالب! ماکزیم وامتون چقدره؟
علیرضا قنادان: الان پنجاه میلیونی هست! چون ما نمی خوایم وارد عملیات چک بشیم؛ الان صرفا با سفته الکترونیکی داریم وام می دیم.
رامیار قنبری از علیرضا قنادان پرسید: چرا با وجود سابقه بورسی، سمت B2B ها نرفتی؟!
رامیار قنبری: جالبه که با اینکه تو سابقه بورسی داشتی، نرفتی به سمت B2B که بری تو بازار سرمایه و توثیق سهم ها رو انجام بدی. الان من یکی دو تا از رقباتون رو می شناسم که پلتفرم شونم با B2B در بازار سرمایه بردن جلو. البته تا الان که داریم با هم صحبت می کنیم رو سوئیچ ستاره ندیدم کسی توثیق رو انجام بده؛ چه توثیق ملکه، چه توثیق سهامه، چه توثیق صندوقه، چه توثیق بیمه است! اما امسال سالیه که می رن به این سمت…. می خوام ببینم که اصلا تارگتت بوده که بری تو بازار سرمایه یا فقط به سفته الکترونیکی اعتماد کردی و باهاش پیش رفتی؟
علیرضا قنادان: ببین خیلی مهه که شما پوزیشن کنی که ببینی کدوم بخش از مارکت رو می خوای تارگت کنی! این به نظرم بخش بزرگی از سیاست کسب و کار که براساس اون بخوای استراتژی ها و سیستم های ورود به بازار محصولات رو بچینی.
خب خیلی طبیعیه که وقتی شما سراغ توثیق می رید، از یک جهت ریسک فیری می شید؛ ولی ما بخشی رو تارگت کردیم که اتفاقا به خَرد می خرد، در اسکیل زیاد که اتفاقا الزاما سهام هم ندارن؛ یعنی این بخشیه که می شه گفت هیچ کس سراغش نمی ره. مثلا مشتری های سازمانی رو به این عنوان که اینها ریسک فیری ان، خیلی ها تاچ می کنن.
مثلا ونسی رفته سراغ اونهایی که تو کریپتو فعال هستن؛ ولی بخش بزرگی از مشتری های من که دارن از فانل های ورودیم، وراد می شن، از نظر پرسونا آدم هایی نیستن که دارایی دیجیتال داشته باشن یا حتی طلا داشته باشن! و این اون بخشیه که من می تونم فعال باشم. البته من رد نمی کنم چون همین الان در حال مذاکره هم هستیم با دو سه تا از پلتفرم های طلا آفر گرفتیم بابت اینکه طلا وثیقه کنیم، بورسی ها نه خیلی؛ فقط چون من قبلا هیئت مدیره فدکس بودم، اونجا یک یک اپروچی کردیم که دارایی بورسی رو اونجا وثیقه کنیم؛ ولی خب برای اینکه اصولا این کارها به نتیجه برسه، شما باید رابطه های خاصی با کارگزاری داشته باشی؛ چون الان خود کارگزاری ها فقط می تونن این کار رو انجام بدن و اونقدر گسترده نیست که نهادهای دیگه هم بتونن وارد بشن و کار کنن!
به نظرمن محصول با کریپتویی ها و پلتفرم های طلا، خیلی راحت تر و سریع تر پیش می ره تا دارایی های بورسی.
رامیار قنبری: آره کسی که به هارحال داره حرفه ای کار سهام انجام می ده، می خره می فروشه دیگه! مگر اینکه یکی مثل من که سال 98 کلی ضرر کرده، پوله رو نگه می داره تا ببینه 10 سال دیگه بورس می ره بالا یا نه؛ به امید اینه که جبران شه ضررش.
علیرضا: ما اگر بخوایم تو دارایی های بورسی بریم، نه! چون ببین ما آدم های زیادی داریم که تو صندوق های ثابت یا تو صندوق های کم ریسک مثل صندوق طلا دارایی دارن، کم نیستن! تازگی ها زیاد هم شدن؛ یعنی من با ارتباطات و دوستانی که دارم از گذشته، می دونم که دارایی های صندوق طلا به طور وحشتناکی زیاد شده، دارایی صندوق های ثابت، خیلی خیلی پیشرفت کرده! و مردم دیگه می شناسن و ترسی که روی سهام دارن، آوردن روی صندوق ها!
من یادمه اونموقع که ما تو سازمان بورس بودیم، خیلی تبلیغ می کردیم و یکی از رسالت هامون این بود که تبلیغ کنیم برای آدم ها تا فعالیت در بورس پیدا کنن و فرهنگ سازی کنیم که فعالیت در بورس، یک موضوع تخصصیه و ورود مستقیم بهش، خیلی ریسکیه!
رامیار قنبری: پس چرا 98 از این حرفا نمی زدید؛ هی می گفتید بریزید، بپاشید…
علیرضا: من ورودم به سازمان بورس انتهای سال 99 بود؛ درواقع بعداز اون ریزشی که اتفاق افتاد، ما با یک تیم جدید اصلا رفتیم که این موضوع حل بشه! برای آواربرداری رفته بودیم… ولی حقیقت اینه که الان ورود غیرمستقیم به بازار که ورود با صندق هاست، خیلی داره فرهنگش پررنگ تر می شه. الان شما انواع و اقسام سهام هایی که داری تو صندق ها می تونی ببری و اونوقت دیگه صندوق، خیال شما رو راحت می کنه که گروه یا آدم های متخصصی دارن اون پشت از دارایی شما حفاظت می کنن و دارن حساب کتاب می کنن!
رامیار قنبری: به نظرت تو خودت آورده نداری؟ بری تو همین بازار، هم بتونی به کاربر بگی و هم به صندوق ها بگی…
علیرضا: چرا چرا! اتفاقا هفته گذشته با تقریبا بزرگترین کارگزاری کشور جلسه داشتیم و داریم اینها رو برنامه ریزی می کنیم و انجام می دیم. ما سال گذشته واقعا داشتیم زیر زمین کار می کردیم! میدونی…
رامیار قنبری: آخه دیدم رقباتون دارن رو می کنن کاراشونو! اومدن تو بازار دارن می رن با صندوق های مختلف صحبت می کنن… و این فرهنگ به نظر من ایجاد بشه، اعتبار رو می تونه برای کاربر بیشتر کنه و اون دغدغه ای که از اول هم داشتیم راجع بهش صحبت می کردیم: اینکه مردم نتونن پرداختی داشته باشن و نکول اتفاق بیفته! همه اینها رو شاید صندوق ها کمک کنن و اون موضوع توثیق اتفاق بیفته!
علیرضا: ببین یه چیز جالبی الان یادم افتاد؛ شاید بد نباشه! خیلی آمار مرتبطی هم هست به صحبتمون. من یک جلسه ای با یکی از این پلتفرم هایی که کارای توثیق انجام می دن، که اینها با چند تا از اکسچنج های بزرگ کریپتویی هم جوین هستن؛ می گفتن که تقریبا دو سوم کسایی که دارایی کریپتویی می فروشن، به طور متوسط، سه هفته بعد مجددا می خرنش؛ یعنی دارایی رو مجدد می خرن! یعنی علت فروش دارایی احتمالا این بوده که به پول نیاز داشتن. شما مثلا وسط ماه پول کم آوردید، کریپتو رو می فروشی ولی سه هفته بعد دوباره می خری می ذاری جاش! تو طلا هم این هست؛ یعنی خیلی از آدم هایی که دارای طلاشون رو می فروشن، بخاطر این نیست که واقعا طلا رو می خوان بفروشن، به خاطر اینکه مثلا پول کم آوردن، یا یک نیازی دارن…. خب شما می تونی به سادگی همون رو وثیقه کنی و وام بگیری، دیگه نیازی به فروختنش نیست!
قنادان: نه اینور میزی ها درک دارند؛ نه آنور میزی ها!/ در بانک مرکزی، کسی بابت عدم توسعه اقتصاد دیجیتال، بازخواست نمی شود!
از اینجا بعد، قنبری وارد بحث جالب و همیشگی تاثیر رگولاتور بر ابزار شد… عطارزادگان هم به قنبری پیوست و مطالبه کرد؛ اما قنادان تلاش داشت از دغدغه های مدیران و معاونین آنور میزی سخن بگوید!
رامیار قنبری: رگولاتور تو این یک ساله تا حالا اذیتتون کرده؟
علیرضا قنادان: ببین، حالا چون اونور میز هم بودم سال ها…
رامیار قنبری: اتفاقا بخاطر همین می پرسم؛ تو چه زبان مشترکی داری با رگولاتور که می تونی باهاش حرف بزنی، که ما بلدش نیستیم…
علیرضا: آره شاید یکی از هنرام همینه… بخش مهمش اینه که کسی که به عنوان رگپولاتور اونور میز نشسته، بزرگترین چالشش اینه که درک مشترکی از اونطرف میز نداره؛ یعنی اون کارمندی که در رگولاتور معاون سازمانه، رئیس سازمانه، کارشناس سازمانه… نمی دونه که وقتی یک خط یا یک تبصره اضافه می کنه، تو حوزه کسب و کار چه بلایی سر ما میاد. بعد تو ذهنش هم می گه: خب این مشکل اوناست دیگه! برن حلش کنن.
خب وقتی شما می گی “مشکل اوناست خودشون برن حلش کنن” بدون اینکه کوچکترین حمایتی و دلسوزی توش باشه، خب نمی شه دیگه! این مشکل اونوریا؛ حالا مشکل اینوریا چیه؟ ینی خود ماها…
این طرفی ها هم از اون طرف ها درکی ندارن؛ چرا؟ بخاطر اینکه یک آدمی که نشسته پشت میز، مثلا من مدیرم در بانک مرکزی، موقعی که من دارم یک قاعده و قانون می نویسم، اون تیکه ای که درک نمی کنم به کنار، ولی وقتی خودم کلی چیز شنیدم و می گم دیگه راجع به این من باید یه چیزی بنویسم که اینها تسهیل بشه مثلا یک بخشی از کارشون، بخش خصوصی باید این درک رو داشته باشه که یک وقت هایی، همه خودشون رو درنظر می گیرن فقط! و توجه نمی کنن به اینکه اون آدمی که داره این رو می نویسه، بابت هرکدام از اینها که اتفاق می افته و تخلف صورت می گیره؛ اولین نامه به اینها زده می شه و برخوردهای بدی هم باهاشون می شه؛ در دولت احضار می شن… اولین کلاهبرداری که اتفاق می افته، نهادهای نظارتی یا نهادهای قضایی، اول اون کسی که تخلف کرده رو صدا می کنن و دو می گن در دولت کی طرف بوده با این؟ کی مجوز داده؟ بیاد جواب بده…. نظارت پس کجا بوده؟ بنابراین اینها ناخودآگاه یک ترسی دارن، ریسکی دارن… ببینید شما در بخش خصوصی، اگر میلیاردر هم بشی، به من کارمند به عنوان رئیس سازمان، چیزی نمی رسه.
پس من موقعی که بهم گفته می شه که شما متولی نظام دهی به این بخش هستی، یک ریسکی داره بهم تحمیل می شه که ریواردی بابتش ندارم؛ از جنبه انسانی…
ببین من هیچوقت یادم نمی ره! هر مدیری در دولت و در حاکمیت که حامی بخش خصوصی بوده، حامی استارتاپ بوده؛ مثلا آقای محرمیان خیلی ازش یاد می شه، با اینکه رفاقت داشته، درک داشته و… و آدم خوش نامی هست! خب این آدم علاقه شخصی داشته به اینکه من دوست دارم حوزه نوآوری، صنعت نوآوری، صنعت فین تک رشد کنه؛ ریسک های بزرگی هم تقبل کرده… و ریسکی هم هست که خودش شخصی برداشته!
من چندین بار هم این رو در مجلس، مصاحبه ها، در جاهای مختلف گفتم؛ شما وقتی می بینید بانک مرکزی برخوردهای خیلی برنده ای داره با حوزه های نوآوری، بخاطر اینکه همه وقتی ارز پایین میاد، برای بانک مرکزی دست می زنن؛ ولی وقتی نوآوری بزرگ می شه، کسی برای بانک مرکزی دست نمی زنه…. وقتی تعداد تراکنش های الکترونیکی زیاد می شه، کسی برای بانک مرکزی دست نمی زنه! این اتفاق افتاده دیگه!
رامیار قنبری: ببین من تمام این نکته هایی که می گی رو قبول دارم؛ اما نکته م اینه که من از یک زاویه دیگه ای بهش نگاه می کنم؛ می گم آقا من، ریسک کردم شدم کارآفرین، یه کسب و کاری راه انداختم، اصلا لبو فروش سر کوچه مونم…. من با سرمایه شخصیم، استارت زدم، رفتم یک کاری راه انداختم، این شغل رو قبول کردم و کارآفرین شدم. اون کسی که رفته کارمند شده، اونم این کسب و کار رو قبول کرده، پذیرفته شده، کسب و کارم چیه؟ کارمندیه. همونجوری که من ریسک دارم، اونم ریسک داره.
ما یک دغدغه ای الان داریم؛ دغدغه مون هم چیه؟ اینکه اون مدیری که الان رفته اونجا نشسته، ناخواسته رفته اونجا نشسته! خانم ایکس رفته جای آقای ایگرگ نشسته، می گه من که چند سال دیگه بازنشست می شم، می رم پی کارم!… خب پس تو ناخواسته اونجا اومدی نشستی، بخاطر حقوق رفتی، خب نمی رفتی! همونطور که من برای جذب کردن 4 تا مشتری مجبورم برم کف بازار بشینم….
علیرضا قنادان: حرفت درسته ها! منتهی یک قیدی داره… ما یک بار یک جلسه تو بانک مرکزی بودیم، چند نفر از معاونین مرتبط و مهم و اینها هم بودن تو جلسه، نشسته بودیم، ازمون پرسیدن که کلا تو صنف شما چند تا پلیر هستن؟ ما یک آماری دادیم از تسهیلات خردی که دادیم در سال 1402، یک دو دو تا چهارتایی ایشون کرد، گفت شما این تسهیلاتی که دادید، به یک درصد تسهیلاتی که در سطح کشور داده شده، نمی رسه! ولی من از صبح تا شب، تماس هایی که بابت شما با ما گرفته می شه، صد برابر تماس هایی است که بابت اون یک درصد تسهیلات کشوری است که آقایون با ما می گیرن! چون تو چشمید…
ببین من حرفم اینه ها؛ من می گم چون کسی از بانک مرکزی بابت توسعه نوآوری بازخواست نمی کنه؛ من معاون هی نگاه می کنم بابت چی بازخواست می شم؛ آیا من بابت به فنا ر فتن اکوسیستم نوآوری بازخواست می شم؛ یا بابت نیم درصد بالا پایین رفتن ارز؟ خب معلومه رو اون بیشتر بازخواست می شم؛ بنابراین انرژی و دغدغه م اونوره!
ما مشکلمون در بانک مرکزی اینه که، مسئولیت توسعه نوآوری نیست! ماموریت جدیش نیست… یعنی رئیس جمهور هرروز رئیس بانک مرکزی رو بابت حجم تراکنش های دیجیتال روزانه، صدا نمی کنه. یا برای توسعه اقتصاد دیجیتال…
رامیار قنبری: نه بابا؛ رئیس جمهور دنبال 4 سال دومه! همیشه دنبال کنترل تورم دم عیدو، قیمت دلار و یورو دنبال اینجور چیزاست!
علیرضا: حالا من چون یکمی تجربه اونور رو هم دارم؛ ما اینور خیلی غیر می زنیم، اونور تصورمون اینه که خیلی منظم و مرتب و ایناست! همه دنیا تقریبا همینطوره… اما جنسش فرق می کنه! اونور هم استارت آپ ها خیلی درگیری دارن و بعضی چیزها خیلی سخت گیرانه ست؛ مثلا آلمان و دانمارک، انقدر شکایت های سنگینی روی عملیات های اوبر کردن، که اوبر اصلا از این کشورها خارج شد! بعد جالب اینه که جاهایی که زور قانونی کم بود، به زور هم خودش رو تحمیل کرد، راه افتاد و کسی شکایت نکرد و… ولی جاهایی مثل آلمان و لندن! نه… مثلا لندن اول یه مجوز نصفه نیمه داد بهش بعد مجوزش رو لغو کردن! غیرقانونی شد.
رامیار قنبری: آخه اونها شعار اقتصاد دیجیتال نمی دن! ما هوش مصنوعی رو ادعا می کنیم، اقتصاد دیجحیتال رو ادعا می کنیم! ببین من می گم دولت وقتی می خواد خودش رو تو دل مردم و حاکمیت جا بده، از شعارهای نوآوری استفاده می کنه! تو هر دوره ای، هرکسی خوب استفاده کرده از این موضوع. ولی وقتی پای عمل میاد که یکسری آدم کارآفرین، دارن شغل ایجاد می کنن و کار می کنن، اصلا به این موضوع توجهی ندارن! این آدم ها اگر نیان پیش من کار نکنن، پیش کی می خوان برن کار کنن؟ باید برن پیش دولت کار کنن دیگه، حقوقشونو باید دولت بده.
……از همینجا که دردودل های هر دو طرف باز می شود، آقای احمد عطارزادگان وارد می شود و مثل ناظر سوم دیدگاه جدیدی را مطرح می کند…..
علیرضا قنادان: ببین فرق ما با دنیا اینه که تو موضع رگولیشن و رگولاتوری، به نظر من این موضوعات نیست؛ مسئله مهم اینه که بخش بزرگی از رفتار رگولاتور ما سلیقه آدماست! این خیلی بده… بلاتکلیفی هست! قوانین سختگیرانه و سهل گیرانه و… یک طرف ماجراست؛ ولی ما مشکلمون این هست که در خیلی از موضوعات، خیلی از این دعواها، درگیری ها بخاطر سلیقه آدماست؛ چون ابهام متن قانونی داریم ما!
رامیار قنبری: یک کشتی که داره می ره، هر لحظه هم داره یک طوفان رو می گذره ازش، و همیشه تو این نقطه حساس کنونی هست واقعا! من الان دارم بانک مرکزی رو با 5 6 سال پیش مقایسه می کنم، می بینیم نگاه بانک مرکزی یک نگاه سیاه و سفید شده! یا صفره نسبت به کسب و کارهای فین تک و نوآوری یا صده! و کی مقصره این صفر و صد بودنه؟ مدیرانی که اونجا نشستن! معاونین، اون هایی که تصمیم سازی می کنن برای رئیس بانک مرکزی. وقتی آقای پزشکیان می ره پیش رئیس کل بانک مرکزی، می شینه باهاش مذاکره می کنه، خب بخاطر اینه که تا یه حدی دانش داره؛ داره می ره از رئیس بانک مرکزی مشاوره بگیره دیگه! هیچ رئیس جمهوری کامل نیست که، می ره تصمیم گیری و تصمیم سازان متخصصین حوزه های مختلف رو گوش می کنه و باهاشون چک و تیک می کنه… مشکل ما میدونی چیه؟ مشکل اینه که قانون بهبود محیط کسب و کار، هیچ جای این مملکت نیست! میدونی… هیچکس بهش اهمیت نمی ده!
علیرضا قنادان: یه تجربه بگم؟ چون من قبلا اونور میز هم بودم…
رامیار قنبری: احساس می کنم تو خود حاکمیتی… برای چی اصلا ما اینو دعوت کردیم؟
احمد عطارزادگان: اتفاقا می خوام بگم که اصلا اشتباه نکردی رامیار! در رزومه شون هم که نگاه کنی، ایشون دقیقا ساید رگولاتوره…
علیرضا قنادان: می دونید که من کسب و کارم واقعا آسیب دیده ها!
عطار زادگان: صنف ما همیشه جارچیان خوبی داشته! نه تصمیم سازان و راه سازان قوی…
احمد عطارزادگان: اتفاقا می خوام یک سوالی بپرسم و دقیقا ربطش بدم به تجربه ای که شما داشتی! حضور افرادی مثل شما دقیقا می تونه کمک کنه به اینکه ما و رگولاتور، باهم به یک زبان مشترک برسیم و بتونیم باهم کار کنیم! از این می خواستم به این برسم که.. باتوجه به نقش صنفی پررنگی که شما دارین، نکته اینه که شما اونجا نشستین؛ یا دارین غر می زنین، یا دارین از رگولاتور حمایت می کنین! کسی نسخه ای نمی ده! درصورتیکه همیشه در همه جای دنیا، صنف نقشش اینه که ورود کنه و بشه اون زبان مشترک و تسهیل کننده… ولی صنف ما همیشه غر بزن و جارچی خوبی بده!!
علیرضا قنادان: تجربه ای که می خواستم بهتون بگم این بود که، زمانی که من اونور میز بودم، سه چهار چیز داشت کار می کرد و می تونه الان به عنوان راهی باشه که کسب و کارها بتونن ازش استفاده کنن…. ببینین نکته اول اینکه مقررات نویسی برای یک چیزی، از انجام دادن اون بسیار سخت تره! خیلی سخت تره… چرا؟ بخاطر اینکه شما وقتی راجع به یک چیزی داری مقررات می نویسی، باید همه ابعاد اون رو دیده باشی یا تجربه کرده باشی که بتونی در موردش مقررات خوبی بنویسی! ببین مقررات نویسی ما، یکی از مشکلات خیلی بزرگی که داره اینه که اوررگولیشن داریم؛ یعنی بیش از حد در مواردی که اصلا دلیل و ضرورتی نداره وارد می شیم؛ تا متراژ دفتر طرف رو ما تعیین می کنیم…. اصلا دلیلی نداره وارد همچین چیزی بشیم! حالا میدونی چرا این اتفاق می افته؟ ساختار دولت این شکلیه…. یک دستورالعملی که من در سطح شورای اقتصاد کشور که مثلا پنج وزیر عضون، رئیس بانک مرکزی عضو، انواع اقسام دستگاه ها، معاون ها و… من رفتم و دیدم چه اتفاقی توش می افته؛ مثلا در سطح رئیس جمهور، رئیس جمهور ارجاع می ده به معاون، معاون به رئیس سازمان، رئیس سازمان به معاونش، اون به مدیر کل، مدیر به رئیس اداره می ره می رسه به کارشناس. یک کارشناس هر چیزی که فکر می کنه می نویسه (شما ببین طرح از کجا به کجا رسید!) سطح کیفیت کارشناس رو هم که همه مون در چه شرایطیه… خیلی هنر کنه از دو سه جا مثلا راهنمایی می گیره! بعد دوباره این سیکل بر می گرده؛ یعنی این همه چی دوباره میاد بالا! می ره تو هیئت وزیران برای طرح. یعنی می خوام بگم خیلی وقت ها، یک طرحی که می ره در شورای اقتصاد تصویب می شه یا در هیئت دولت تصویب، واقعا ذهنیت یک کارشناس یا دو تا کارشناس!
رامیار قنبری: آره دقیقا همینه که می گی! و همه دنبال اینن که این اونو تایید کنه، اون اینو تایید کنه…
علیرضا قنادان: نکته دوم اینکه فشار اجتماعی و یکی شدن صداها اثر می گذاره! من واقعیت رو به شما بگم؛ رویکرد من به عنوان یک دستگاه به عنوان یک مدیر اجرایی، موقعی که یک کسب و کار سر و صدا می کرد، تا وقتی که یک صنف سر و صدا می کرد؛ نامه نگاری می کرد، به مراجع مختلف نامه می زد، به دستگاه های نظارتی، حاکمیتی، به مدیر فرادست من، به مجلس، به این به اون… روی من فشار ایجاد می کرد و واقعا و موی دماغم بود…. یعنی به این سادگی نمی تونستم سرشو ببرم به هیچ کس هم جواب ندم! و وقتی که دو تا، سه تا دستگاه مجلس، کمیسیون های تخصصی و… اینا اون مدیره مربوطه رو صدا می کنن، ازش گزارش می خوان در این مورد چیکار کرد… خب اینها همه تاثیر داره دیگه!
به نظرمن، یکی از مهمترینن کارهایی که صنف باید انجام بده، اولا اینکه آدم های کلیدی در صنف، باید اون آدم هایی باشن که کار صنفی، بشه بخش جدی کارشون…
رامیار قنبری: مثلا من خودم در یک سال گذشته، شاید 60% از وقتم رو گذاشتم رو کار صنفی!
علیرضا قنادان: ببین واقعا اگه بخوای فعال باشی، باید یک از خودگذشتگی خاصی داشته باشی؛ ساختن همچین صنفی، تا حدود زیادی مستلزم اینه که کسب و کار ها در یک نگاه بلندمدت، حمایتگر باشن!
رامیار قنبری: آخه همیشه همه اینجوری نیستن! ولی من احساس می کنم که امسال سالی هست که همه کسب و کارهای حوزه دیجیتال؛ از لند تک، پرداخت، پرداخت یاری، صنعت های مختلفی که حالا ترند شده توی بازار.. به یک نقطه ای خواهند رسید که من می خوام زنده بمونم! الان بحث بحث زنده موندن هست… بحث این نیست که بگم من بیشتر از تو مشتری بگیرم!
علیرضا قنادان: این تهدید هویتی هست؛ تهدید بحث بقاست.
احمد عطارزادگان: یه نکته خیلی جذابی گفتن! کار صنفی از خودگذشتگی می خواد؛ یعنی باید ما یک منفعتی برای آدمی که داره عمرش و زمانش رو می ذاره، تعریف کنیم؛ چون کسی که تو صنفه، داره از همه چی می گذره! از زمان، از پول، می ذاره، از انرژی و… تا یک نتیجه ای رو برای اون صنف بگیره! حالا چه کسانی اصولا میان تو صنف؟ اونهایی که پلیرهای اصلی همون بخشن و برای چی می رن اونجا؟ شاید خیلی بده این رو بگم؛ ولی برای این می رن که برای خودشون امتیاز بگیرن….
علیرضا قنادان: در همه کمیسیون هایی که مثلا یکی از پلیر ها، خودش مثلا مدیرعامله یا چهره اثرگذاره؛ اون کارگروه ضعیفه! ولی در اون کمیسیون هایی که اون آدم مثلا هیئت مدیره است یا نقش اجرایی خیلی جدی نداره؛ بهتر جواب می ده معمولا.
اینم بگم که این موضوع یک کمی هم به شخصیت آدم ها ربط داره؛ آدم ها بعضی وقت ها اصلا سرشون درد می کنه برای اینکه برن، پیگیری کنن، به درودیوار بزنن… آدمی که این رو نداره و در خودش نمی بینه، نباید بره! این حرف شما خیلی حرف درستیه که ما منافعی در نظر بگیریم، ولی الان که نداریم هنوز سازوکارش رو… و خب به هرحال باید یک منفعتی ببینیم دیگه؛ حالا اون منفعتش کجا میاد می شینه؟ الان تو بیزینس شخصیش دیگه…. بخاطر همینه که الان پرسونال برند آدمی که می ره رئیس کمیسیون می شه، از بیزینس شخصیش بزرگتره…. مثلا الان همین آقای آزادانی، این بیزینسشون انقدر بزرگ نیست حالا یه بیزینس معمولیه ولی به نظر من انصافا تو کمیسیون لندتک خیلی با انگیزه است…. دولت اینا رو هم دوست داره؛ عشقشه هی بره این جلسه به اون جلسه بره بشینه! و خیلی اثرگذار بوده.
ما با این انجمن فین تک هم ارتباط های خوبی داریم؛ مثلا علیرضا هوشمند هم چون خودش یه خرده لند تکی بود و تو انجمن فین تک و نصر هر دو تا خیلی فعال! ما واقعا به نظرم تو حوزه لنک تک خیلی خوب پیش رفتیم؛ ولی خب تو حوزه پرداخت یاری نه!
ما از اون جلسه بانک مرکزی که8 اومدیم بیرونغ دو سه تا حرف خوب زده شد؛ اولیش این بود که ما می گفتیم خب آقا برای چی برای بیزینس ما، کارمزد ندیدید و دستورالعمل صادر کردید؟ جوابی که می دادن این بود که اگر می خواید ما وارد می شیم! ما الان شما رو به عنوان شخصیتی که تحت نظر ما باشه نشناختیم؛ اگر بخواد اینطوری باشه، باید وارد شیم و رگولیشن بذاریم…
حالا اگربخوام درنهایت صحبت هام رو جمع بندی کنم، یک اینه که به نظرمن صنف باید واقعا محکم حرف بزنه، دو اینکه صنف باید یاد بگیره؛ متنوع و سطح بالا حرف بزنه با حاکمیت! مثلا ما الان در همین یکی دو تا کمیسیون که هستیم، یه فهرست درست کردیم از نهادهای حاکمیتی که باید بریم بشینیم صحبت کنیم؛ نفرات تعیین کننده، نماینده های پرمخاطب… در مجس، در اتاق بازرگانی… در وزارتخونه های مختلف، در خود بانک مرکزی! نه آدم هایی که بخوایم بهشون غر بزنیم ها! نه… آدم هایی که می خوایم دعوتشون کنیم که آقا بیا اصلا ما رو بفم، بیا صحبت کنیم! یک مشکل دیگه که در سطح مدیران کلیدی وجود داره اینه که اصلا صنعت ما رو نمی شناسن!
حالا باز یه تجربه بگم؛ برای تاکسی های اینترنتی، داشتن یه قانونی تصویب می کردن که اگر اجرایی می شد، تمام اینها غیرقانونی می شده؛ آقای آذری جهرمی و آقای ستاری، با چن تا تلفن با بچه ها و پیگیری ها دوستانه و… تو صحن دولت لغو کردن اون تصویب رو… یعنی می خوام بگم وقتی شما با آدم های اثرگذار در ارتباطی؛ اون هم نه فقط با غر و لند و فحش،… ارتباط دوستانه نزدیک درست می کنید، دردهای شما رو می دونن، احساس می کنن یکی از خودشونن! اینها هم دوست دارن دیده بشن، اینها هم دوست دارن تحسین بشن؛ اصلا یکی از چیزخایی که باعث می شه یک دولت مرد بره بشینه پشت اون میز، میل به دیده شدن و تشویق شدن هست؛ چون فقط اونجا فحش می خوری! یک نفر دست بزنه، بگه بله ایشون خیلی تسهیل گری کرد برای ما، ازش تقدیر کنی، این احساس می کنه باید حمایت کنه، احساس می کنه باید یه کاری کنه! و شما نمی دونین این اتفاقات چه بردی داره… مثلا یک معاون سازمان احساس کنه که دیگه آقا نمی تونه همینجوری بزنه ببنده، هیچکس هم هیچی نگه! دیگه همینجوری نمی تونه تصمیم بگیره. خلاصه من احساس می کنم که این رابطه برقرار کردنم خیلی کمک می کنه.
رامیار قنبری: من خیلی خوشحالم می بینم که فعالین تو نصر؛ البته انتقادهایی هم دارم، خصوصا به کمیسیون پرداخت! انتظارم این بود که دوستان خیلی جدی تر پیگیری کنن کارها و ماطلبات مارو… چون وقتی کسی وارد کمیسیون می شه، یا باید منافع شخصیش رو ببینه یا مناقع صنفی ش رو! نمی دونم الان دوستان منافع چه چیزی رو دارن می بینن؛ ما که چیزی ندیدیم که پیگیر باشن. به هرحال ممنونم که اومدی؛ دم شما گرم…




















