علیرضا یعقوبی: پشتوانه تحصیلی من، فناوری اطلاعات هست و تقریبا از سال 75 که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، در همین حوزه شروع به کارکردم تا سال 91؛ در این سال تصمیم گرفتم یک دوری در حوزه مالی و پرداخت ها و… بزنم؛ ولی یک ترس ذاتی و همیشگی داشتم که اون باعث شده، این حرکت خیلی جدی اتفاق نیفته! مالیات و پرونده های مالیاتی…. زمان گذشت تا سال 95، که تصمیم گرفتم بر ترسم غلبه کنم و خیلی جدی وارد حوزه پرداخت های ماینینگ شدم؛ و فهمیدم هم که ترسم بی جا بوده، تا الان هم ما یک پرونده مالیاتی هیچ جا نداریم!
رامیار قنبری: متولد چه سالی هستین؟
علیرضا یعقوبی: من متولد 46 هستم.
داشتم می گفتم که از ماینیگ شروع کردیم، اون زمان هم خیلی مشکل قانونی برای این حوزه وجود نداشت؛ تا سال 97. 97 تصمیم گرفتم که کار تبادل رمزارز رو هم شروع کنم و به همین خاطر هم، سایت رابکس رو راه اندازی کردم.
اسم شرکت ما که سال 92 هم ثبتش کردیم، از ابتدا به اسم تجارت الکترونیک رابین بود. رابکس رو هم دراصل، تلفیقی از رابین و اکسچنج در نظر گرفتیم که می شه رابین اکسچنج و نهایتا هم رابکس.
تفاوت ما با دیگر بازیگران این حوزه، شاید این باشه که ما خیلی خودمون رو تو سیبل قرار ندادیم؛ هیچوقت! ینی تا الان در هیچ جا تبلیغات جدی نداشتیم.
رامیار قنبری: خب یوزر جدید از کجا میارید؟
علیرضا یعقوبی: تا حالا گرفتیم دیگه… اومدن آدم ها
به هرحال اقدام جدی ای نکردیم، سرمایه گذار هم نگرفتیم. نمی خوام بگم افتخاره هاا! ولی خب نکردیم. این رو هم بگم که رابکس کاملا خانوادگیه؛ من و پسرم هستیم و یکی از دوستانمون. ما تیم فنی داریم، پلتفرمون رو کامل خودمون شکل دادیم، پسرم هم لیسانسش کامپیوتره و فوق لیسانسش MBA شریف. من خودم هم از شریف فارغ التحصیل شدم.
علیرضا یقوبی: با تیربار زدن و همه رو از دم تیغ گذروندن، باز هم نمی تونن جلوی تغییر بازار رو بگیرن!
رامیار قنبری: دیدتون نسبت به سال گذشته چیه؟ خودتون تو انجمن بودید، وضعیت بازارتون چی بوده؟ چیکار کردین انقدر قیمت ها بالا پایین رفت؟
علیرضا یعقوبی: ببینین از این سوال شما، می شه 10 ها سوال کشید بیرون! اینکه وضعیت ما در بازار چه طوره؟ برمی گرده به اینکه ما چه جایگاهی در بازار داریم، چه قدر توان عملیات داریم، چه قدر شناخته شده هستیم و… ولی اینکه چه اتفاقاتی در این بازار داره میفته. برمی گرده به بازی حاکمیت و نهادهای دولتی و حکومتی مختلف که چه اتفاقاتی رو رقم بزنن.
اگر بخوام فقط به خودمون بپردازم و پاسختون رو بدم، ما خداروشکر بازار تقریبا ثابت و رو به توسعه ای داشتیم وو پلتفرمون رو کاملا توسعه دادیم تا الان.
رامیار قنبری: خودتون راضی هستین؟ نسبت به تجربیاتتون چی فکر می کنین؟ اصلا این بازار رو دوست دارین؟
علیرضا یعقوبی: ببین من فکر می کنم دنیای آینده، دنیای رمزارزه! یک مثال اگر بخوام بزنم؛ ما چند دوره اقتصادی داریم، از دوران خیلی قدیم که بگذردیم البته، یک دوره فئودالی، بعداز اون یک دوره صنعتی، بعد هم عصر رایانه، عصر سوشال مدیا و الان هم عصر هوش مصنوعی…. این تعداد عصری که از فعالیت اقتصادی بشر گذشته، ابتدا سکه ها بودن، بعد پول فیات آمده، بعد بانکداری مبتنی بر فیات اومده و بعد هم رمزارز و رمز دارایی که به عقیده من، ایده ش سالیان سال وجود داشته و در سال 2009، فقط کدگذاری شده و به بازار عرضه شده….
قاعدتا نمی شه که 5 تا عصر عوض بشه؛ ولی شما هنوز تو پول فیات گیر کرده باشید! منطقی نیست. اینجا هم باید یک تغییری بکنه و طبیعتا باید همراه بشه با عصر هوش مصنوعی. به نظرمن دولت ها داران سعی می کنن این اتفاق رو رقم بزنن؛ چرا؟ چون بالاخره حاکمیتشون براشون مهمه؛ منتهی بعضی از دولت ها هوشمندانه این کار رو می کنن، بعضی ها هم با چکش و اینجورچیزا….
مثلا دولت آمریکا سعی می کنه با سوار شدن بر این جریان، منافع خودش رو حفظ کنه؛ ولی یک دولت دیگه نه! نمی کنه اینکارو…. بجاش شروع می کنه تیربار گذاشتن و همه رو از دم تیغ گذروندن! تازه با این وجود هم، باز نمی تونه جلوی این قضیه رو بگیره!
رامیار قنبری: یک سوال! اهدف بانک مرکزی از اینکه می گه رمز پول و رمز ارز و…. چیه؟ من اصلا نمی فهمم.
علیرضا یعقوبی: ببین بانک مرکزی به نظرمن یک مقدارداره کج سلیقگی می کنه! شما در عصر هوش مصنوعی، نمی تونی با ابزارهای دوره فئودالی تصمیم گیری کنی؛ ابزار دوره فئودالی چی بود؟ ارباب تصمیم می گرفت، همه رو به فلک می بست، به هرحرف هیچ دولت و هیچ حکومتی هم گوش نمی کرد! می زد، می بست، می کشت؛ آخرشم می گفت چی بود؟ کی بود؟ فئودالی همینه دیگه.
ابزار هوش مصنوعی ولی یه چیز دیگه ست؛ شما در مسیر استفاده از ابزارها هوش مصنوعی، باید بتونی با اقناع حرکت کنی… نسل الان با نسل ما خیلی فرق می کنه؛ زمان ما مثلا یکی می گفت فلان چیز، ما می گفتیم بله درست می گی؛ چون مقلد بودیم دیگه، خیلی چیزا رو سریع قبول می کردیم! ولی می دونی الان من بزرگترین چالشم با دخترم چیه؟ هرچی بهش می گم، چی جواب می ده؟ چرا… امکان نداره، یادم نمیاد چیزی رو بهش گفته باشم و این یه چرا پشت سرش به من جواب نداده باشه! حالا هرچه قدر تو، گفتمان رو می بری بالاتر، چراهای بیشتری نصیبتش می شه که باید بهشون جواب بدی، اگر جواب ندی نمی شه!
رامیار قنبری: آره منم همیشه می گم؛ می گم بچه های ما، با خودمون خیلی فرق می کنن! ما دهه شصتیا جنگ رو دیدیم، موضوعات خودمون رو داشتیم، کلی چالش پشت سر گذاشتیم، احترام می کردیم همه رو، سلام می کردیم… بچه های الان همش سرشون تو گوشیه، مشغول تکنولوژی ان، از یک جای دیگه ای دارن خوراک می گیرن اصلا. من همیشه می گم! می گم آقای رگولاتور، تو داری امروز جلوی منو می گیری، فردا جلوی بچه منو نمی تونی بگیریااا
علیرضا یعقوبی: این جمله خیلی جمله مهمیه ها! شما با ابزار دوره فئودالی، نمی تونید برای عصر هوش مصنوعی مدیریت کنید! بانک مرکزی ما داره دقیقا همین کارو می کنه… می گه من این درگاه رو می بندم، من اینکارو می کنم، من چون می تونم این بالا رو سرتون میارم. می گیم چرا؟ می گه دلیلی نداره من بخوام به تو توضیح بدم، من رگولاتورم، دوست دارم، هیچ توجیحی هم ندارم براش؛ نه عقلانی، نه شرعی، اجتماعی، نه فقهی…
می گه من قانون توام و اینطوری زبون آدم ها رو می بنده! من می گم آقا کجای قانون چنین چیزی گفته؟ به ما نسل قدیمیا اگر می گفتن قانون گفته، می گفتیم آره دیگه همینطوره؛ ولی الان که بچه ها قبول نمی کنن! تو می گی قانون اینو گفته، می گه کجای قانون اینو گفته؟ می گه مثلا ماده 59 قانون این اختیار رو به من داده که من هرچی رو خواستم ببرم تحت نظارت خودم. می گه کجا همچنین چیزی به تو گفته؟
می گه من متولی رمز پولم، می گیم قبول، شما متولی رمزپول هستی؛ ولی متولی رمزدارایی نیستی که. 12 هزار رمز ارز داریم تو دنیا، تو متولی اینها نیستی که. مردمو گوش مخملی فرض نکن که…
ما دی ماه که درگاه هامون رو بستن، یک جلسه با شاپرک داشتیم؛ من از دوستان شاپرک، خواهش کردم! گفتم آقا به بخاطر من، نه بخاطر انجمن فین تک… بلکه بخاطر ایران و کشور اینکارا رو نکنین! یک اختلافی بین ما و شما هست که باید یک جایی و به صورت علمی اختلاف حل بشه نه توی میدون… گفتم این بگیر ببندا و زدو بنداتون رو فعلا نگه دارید، بخدا هیچ اتفاقی نمی افته. به والله هیچ اتفاق نمی افته… بعد بشینیم باهم صحبت کنیم درموردش.
مدیرعامل انجمن فین تک: در این دوره حملات خیلی شدیدتری از سمت حاکمیت داریم!/ قبری: بانک مرکزی همه ما را خلافکار می بیند!
یک موقعی هست شما می گید اینجا منبع تامین منابع ارزی برای فعالیت های تروریستی هست! خب اکی؛ ازاین نگرانی دیگه. کی می گه اصلا همچین چیزی رو؟؟؟ منابع امنیتی مگر غیراز اینه که هرموقع بخوان، به دیتاها دسترسی دارن؟ هرموقع بخوان… هرموقع که قاضی دستور بده! اگر مخفی بود همه چیز که این دیتا ها وجود نداشت. متاسفانه اینها اصلا وارد صحبت نمی شن که بخوان چیزی رو قبول کنن یا نکنن!
رامیار قنبری: تو دوره قبل هم اینجوری بوده؟ یا این دوره این شکلی شده؟
علیرضا یعقوبی: ببین تو دوره های قبل هم حملات وجود داشت؛ ولی الان خیلی شدید شده، عملاتی شده دیگه.
رامیار قنبری: به نظرت چرا بانک مرکزی سیاسی می بینه همه چیز رو؟ ذهنیتشون اینه که یا همه مایی که تو حوزه فین تک هستیم خلافکاریم یا خلاف کاریم!…
علیرضا یعقوبی: ببین بالاخره یکسری فرضیه های توطئه ای وجود داره که من الان نمی خوام خیلی واردش بشم.
رامیار قنبری: به نظرمن چون تو حوزه ما شفافیت حرف اول رو می زنه! شفاف تر از ما اصلا وجود نداره؛ حوزه فناوری اطلاعات و بلاکچین. می گن اینا خلافکارن، ما می گیم اکی اصلا. خب مدیر خلافکار مگه وجود نداره؟ اون مدیری که تو کانادا با شلوارک نشسته خلاف نکرده؟ مال مردم رو خورده دیگه. چند وقت پیش یکی از دوستان اینجا بود، داشتیم صحبت می کردیم، می گفت شاید اون مدیرو معاونی که اونجا نشسته، می ترسه بازخواست بشه بعدا…. گفتم خب اگر می ترسه بیخود کرده رفته اونجا نشسته؛ ما اومدیم کارآفرین شدیم، اون اومده کارمندی رو انتخاب کرده! این تعداد کسب و کاری که ما الان داریم راجع بهش صحبت می کنیم، حداقل هرکدوم 100 تا نیرو دارن؛ یعنی داریم راجع به 30 40 هزار خانوار صحبت می کنیم؛ اونوقت با اون با یه امضا، به همین راحتی می تونه جلوی ارزاق این همه آدم رو بگیره؟ به این اصلا فکر نمی کنه که اینها پس فردا کف خیابونن! سوال اولم از رگولاتور اینه که چرا این نگاه رو ندارن اصلا؟
علیرضا یعقوبی: ببینید دهه هشتاد، چین و هند در یک نقطه بودن! ولی مدل چینی ظرف 20 سال (یعنی تا سال 2000) انقدر رشد و توسعه داشت که کل دنیا رو گرفت! از اونور مدل هندی یواش یواش آمد جلو. چرا!؟
چون مدل چینی، منافع بازیگرهای هر بخش رو در توسعه تعریف کرد؛ یعنی اومد گفت آقای استاندار، تو وقتی می تونی بیای تو دفتر مرکزی بشینی که انقدر رشد کرده باشی. یا آقای فرماندار تو وقتی می تونی یه قدم بیای بالا که انقدر رشد کرده باشی…. درنتیجه همه اتوماتیک وار افتادن تو این خط که چه کنیم برای رشد؟
اتفاقا همین چند روز پیش داشتم یه مطلبی می خوندم؛ به ایلان ماسک گفتن چرا تو چین سرمایه گذاری کردی؟ گفت من از لحظه تقاضا، تا لحظه اخذ مجوزم، 160 روز طول کشید؛ ولی همین کار رو می خواستم تو آلمان انجام بدم؛ فقط برای مستنداتی که دولت می خواست، چند کامیون مطلب نوشتم، آخرشم دیدم به جایی نمی رسم! ببینین متاسفانه تو کشور ما خیلی بدتراز اینه….
در ایران، مدیران مدیون افرادی هستند که پست مدیریتی را برایشان فراهم کردند؛ نه ارزشمندی و قانون مندی
شما فکر می کنید یک مدیر، اینجا چه طور تصمیم می گیره؟ پستش رو مدیون چیه؟ اون پستش رو مدیون هیچ چی نیست!
اینجا هرکسی، مدیون کسی هست که اون پست رو براش درست کرده! و تصمیماتش هم در همین حده. من در کمیته اقتصاد دیجیتال مجلس هم گفتم… گفتم آقایون چند وقت پیش جلسه گذاشته بودن که می خوایم قانون اقتصاد دیجیتال بنویسیم…. خیلی خوبه که این به ذهنتون رسیده قانون بنویسید؛ ولی… اگر قانون بنویسیم و اجرا نشه چه فایده ای داره؟ صد تا قانون بنویس. گفتم ما مشکلمون کمبود قانون نیست، یک، انباشت قانونه و دو مدیران متخلفی که اجرا شدن یا نشدن قانون، اصلا براشون مهم نیست! ازشون پرسیدم؛ گفم شما از اول انقلاب تا الان، یک مدیر برای من مثال بزنید که بخاطر تخلف قانونی عزل شده باشه، نیست! اگر هم باشه از هستی و نیستی نیفتاده؛ رفته تو یه پست بهتر!
مدیریت تو جمهوری اسلامی شده مثل قانون بقای انرژی! هیچ مدیری نه از بین می ره و نه به وجود میاد؛ بلکه از یک صندلی به یک صندلی دیگه منتقل می شه. حتی اگر یک مدیر بدترین خلاف ها رو هم کرده باشه؛ دزدی، فساد… آخر آخرش، از این پست برش می دارن می ذارنش تو یک پست معادل همون یا بالاتر…. چرا؟ چون یکسری قبایلی تو حوزه های مدیریتی کشور شکل گرفته که همه قبیله قبیله ای شدن؛ وقتی شما از قبیله صحبت می کنین، این قبائل همه جا خودشون رو گستروندن؛ وقتی هم که یک یه نفر بدترین کار ممکن رو هم بکنه، می برنش یه جای دیگه می شوننش. خب این برای چی خودش رو ملزم بدونه به قانون احترام بگذاره؟ از اون بالاتر به منافع کشور… اون که به کشور بدهکار نیست! به اون آدم و اون قبیله بدهکاره، اون باید هوای قبیله رو داشته باشه تا بتونه سرپا بمونه چون اگر قبیله ازبین بره خب او هم از بین می ره دیگه.
رامیارقنبری: من این رو تو چند برنامه دیگه هم گفتم؛ پارسال که وزیر عوض شده بود، ما رفتیم یه مراسمی که قائم مقام وزیر صمت رفت بالا صحبت کنه؛ گفت من دو سه روزه حکمم رو گرفتم، قانون توسعه هفتم رو هم نخوندم ولی می خوام حرف بزنم… یک بار دیگه ما رفتیم پیش خانم دکتر جلالی، ایشون معاون وزیر میراث فرهنگی بود! یک کتابچه آورد، گفت این برنامه توسعه هفتمه؛ من رفتم همه ش رو بررسی کردم، ببینم اینهایی که تو حوزه های هنرهای دستی دارن کار می کنن، چه طور می تونن امتیازهای مالیاتی بگیرن!!! یعنی یکی این شکلی می شه، یکی اون شکلی…
تو یک جلسه می ری، به طرف می گی آقای مهندس! بهش برمی خوره… می گه من دکترم، رفتم از فرانسه DBA گرفتم. ساختمان پزشکانه اصلا…. حالا خروجیش چیه؟ هیچی! بانک هاتون که ورشکسته هستن، حوزه فین تک که انالله و انا الیه راجعون شده، حوزه کریپتو که هیچ جایگاهی نداره، طلا که اصلا ول معطله….
علیرضا یعقوبی: ببین مثل بانک مرکزی زیاده!! چون حاکمیت خودش رو بی نیاز از اقناع می دونه؛ می گه من اینکارو می کنم، می خوای همراه شود، می خوای نشو! نابود شدی هم که شدی که شدی… دقیقا با همون ابزارهای فئودالی دارن در دوره هوش مصنوعی تصمیم گیری می کنن.
در اقتصاد هم همینه؛ شما مثلا می ری با یک مسئول صحبت می کنی میگی ما در حوزه رمزارز داریم کار می کنیم و…. می گه گردش مالیت چه قدره؟ می گی انقدر همت. می گه عع؟ اینکه خیلی کمه، پس چه اهمیتی داره راجبش صحبت کنیم؟
علیرضا یعقوبی: ببین من خیلی وقتا اینجوری مشابه سازی می کنم؛ می گم مدیران ما مثل راننده تاکسی ها فکر می کنن! از راننده تاکسی مثلا می پرسی کرایه چه قدره، می گه 10 تومن (لباشم کوچولو می کنه) یعنی اصلا براش مهم نیست که همین 10 تومن 10 تومن ها داره زندگیش رو می چرخونه. اینور هم همینطوره! شما وقتی داری راجع به زدن دکمه شرکت های ما صحبت می کنی، داری راجع به هر کدوم از این 5 هزار 10 هزار نفری که دارن اینجا کار می کنن صحبت می کنی، هرکدوم از اینا خانواده ای دارن، گردش مالی ای دارن… جدای از اون، تو حوزه رمز دارایی، ما یه چیزی حدود 15 میلیون نفر کاربر داریم که هر حرکت کوچک شما، روی روح و روان اینها تاثیر می گذاره. ولی چی؟ اصلا اهمیتی نداره براشون! با همون استدلال 10 تومنی… این طرز تفکر هست که وحشتناکه!
حالا شما می گی خانم دکترجلالی آمده این کار رو کرده، خیلی هم خوب، چه قدرم کار خفنی کرده ولی کو نمودش؟ کو اثرش؟ واضح ترین چیزی که وجود داره ما سال 1384 سند چشم انداز بیست ساله 1404 مصوب کردیم؛ الان به جایی رسیدیم که کمتراز 1384 هستیم. نه اینکه ثابت مونده باشیم، نه! کاملا پسرفت کردیم…
رامیار قنبری: شاید علتش اینه که این دوستان، زمان مدیریت خودشون رو 1 ساله و 2 ساله می بینن درنتیجه سعی می کنن تو اون مدت، فقط از خودشون مراقبت کنن.
علیرضا یعقوبی: آخه پست داشتن همه جا همینطوره دیگه… شما درنظر بگیر تو آمریکاشم، بالاترین مدیر 8 سال پشت میزشه دیگه؛ بیشتر نمی مونه که! موضوع به نظرمن این نیست؛ به نظرمن ریشه ش برمی گرده به اینکه قانون براشون مهم نیست.
یعنی شما فکر می کنی بانک مرکزی نمی دونه رمز پول چیه؟ اگر ما به بی سوادی اونها اعتقاد داشته باشیم که فاتحه مون خونده ست که… بانک مرکزی قطعا می دونه رمز پول چیه، قطعا می دونه، اونها از من باسوادتره! بی برو برگرد…
یعقوبی: مدیریت همه چیز در این مملکت جزیره ای است! همه چیز…
رامیارقنبری: بنگاه داری بانک مرکزی رو چه جوری می بینید؟ پارسال 1404 وزیر جدید که آمد، گفت همه بانک ها باید دست از بنگاه داری بکشن، رفت و عمرش کفاف نداد!
علیرضا یعقوبی: چه طور خودش داره بنگاه داری می کنه، بقیه بانک ها نباید بکنن؟
رامیار قنبری: سوال منم همینه دیگه. آیا کسی می دونه که بانک مرکزی بزرگترین بنگاه دار خاورمیانه ست؟
علیرضا یعقوبی: اولا که اینا یکسری شعاره… هیچکس هم وارد این موضوع نمی شه و براش مهم نیست که ما سال هاست داریم می گیم بانک ها نباید بنگاه داری کنن. چرا براشون مهم نیست؟ چون کسی جدی نیست برای اجرای قانون.
مثلا من همیشه اینو می شنوم که اضافه برداشت بنک ها از بانک مرکزی… با خودم می گم آخه این یعنی چی؟ مگه اونجا یه کیسه گذاشتن که هرکسی داره رد می شه، یه مشت پول برمی داره رد می شه می ره؟ آخه من نمی فهمم اصلا یعنی چی؟ مگه می شه آخه بدون اجازه شما، چیزی برداشت بشه؟
این حرف مسخره کردن همه ماست!
به هردلیلی، تو داری به این اجازه می دی که برداشت کنه دیگه؛ دستور، قانون، اجبار و…. هرچیزی هست، داره با اجازه تو انجام می شه دیگه.
بهشون هم که می گی، می گن نه، ما آخه اینجا قانون رو درست تدوین نکردیم، بانک ها مجبورن بیان برداشت کنن! خب این تقصر توعه، مشکل توعه… عوض این که هی بشینی شعار بدی، یک ماه، دو ماه بیا بشین یک قانون درست دربیار، بلد هم نیستی، برو حداقل کپی کن بیا اجراش کن تموم بشه بره دیگه.
رامیار قنبری: شما یک دوره ای هم رفتید سمت شورای عالی فضای مجازی. درسته؟
علیرضا یعقوبی: نه! ببینید ما نرفتیم سمت جایی! اشتباه نکنید… کشور بخش های مختلفی داره، حوزه ها و فعالیت های مختلف دارن، خوشبختانه یا متاسفانه هم، همه جزیره ای هست و هیچکس هیچکس رو قبول نداره؛ اما مرکز ملی فضای مجازی براساس اختیارتی که رهبری بهش ابلاغ کرده، وظایفی داره در حوزه فضای مجازی و براین اساس هم، نشسته سندی با عنوان سند چشم اندازه رمزارز تهیه کرده. البته سند از جهت توسعه گرایی، سند خوبیه ولی کامل نیست ولی خب به هر صورتیکه بود در 20 دی ماه 1403 تصویب شد.
می دونید که مصوبات کمیسیون مقررات شورای عالی فضای مجازی، توسط روسای سه قوه، رئیس بانک مرکزی و… تدوین می شه و شاید جالب باشه براتون که مثللا یکی از امضاها مال خود رئیس جمهوره! دقیقا یک روز بعد تصویب همین سند، خود رئیس جمهور فرداش رفته یه نامه زده 180 درجه با اون فرق می کنه! دلیلش هم می دونین چیه؟ من اعتقاد دارم به اینکه، رئیس جمهور جامع الشرایط نیست که بر همه احوالات مطلع باشه… یکی میاد بهش می گه اینجوریه او هم می گه آره. اون یکی هم همینطور و الی آخر…
نکته دیگه ای هم که وجود داره اینه که همه چیز تو این مملکت جزیره ای هست؛ همه چی! بخوام مثال بزنم براتون، مثلا بانک مرکزی سند چشم انداز رو اصلا قبول نداره… یکی نیست که بگه آقا! شما سند چشم انداز تصویب کردید، سازوکار همه چیز رو هم توش دیدید، اونجا نوشته هیچکس حق نداره خدمات پایه رو محدود کنه مگر با مجوز همین کمیسون! (خدمات پایه مثل درگاه های پرداخت)
بالاخره الان باید خفت کی رو ما باید بچسبیم؟ می ریم می گیم بانک مرکزی اینجوری گفته. چرا تو… می گه گفته که گفته من کار خودمو می کنم!
رامیار قنبری: اتحادیه عملکردش به نظرتون خوب بوده؟ اتحادیه کسب وکارهای مجازی. چون جایگاهی که اتحادیه هیچوقت در فضاهای تصمیم گیری نداشت، با حضور رضا الفت نسب به نظرم خیلی محکمی شده.
علیرضا یعقوبی: بله همه این اقدامات خیلی خوبه. همون نامه ای هم که دوستان تو عید انجام دادن عالی بود، ما هم امتدادش رو انجام دادیم و 16 فروردین، نامه مون رو زدیم؛ خیلی هم محکم نوشتیم… گفتیم آقای رئیس جمهور چه اتفاقی افتاده که شب عید بخشنامه صادر می کنن 4 تا قانون رو نقض می کنن؟
و از رئیس جمهور درخواست کردیم که شما برای حفظ منافع مردم قسم خوردید و… که رئیس جمهور هم ورود کردم و معاونت فناوری شون نامه زد به بانک مرکزی و گفت وقتی می خواین اقدامی انجام بدین و بخشنامه ای بزنین، قانون رو رعایت کنین!
این اتفاق هم اتفاق خیلی خیلی خوبی بود؛ ولی فایده ای نداره! چرا فایده نداره؟ چون اگر اون مدیر… مثلا معاون حقوقی رئیس جمهور گفته قانون رو رعایت کنید، خب اونها هم می گن باشه… فردا دوباره همین کار رو تکرار می کنن. دوباره باز معاون رئیس جمهور نامه می زنه و بعد دوباره همین سیکل هی ادامه پیدا می کنه…. ولی کی میاد حساب پس بده که آقا، تو این نامه بازی و کاغذبازیای شما، چه قدر کسب و کارها صدمه خوردن، چه قدر مردم بی اطمینان شدن! هیچکس
یک خاطره جالب تعریف کنم براتون!
من خیلی سال پیش یک حسابی داشتم تو دبی؛ چون اونجا یک شرکتی زده بودم و یکسری کارهای صادرات واردات انجام می دادم. بعداز اینکه این تحریم ها خیلی شدید شد، یک نامه از بانک دریافت کردم. خبر دادن از شش ماه دیگه، ما حسابت رو می بندیم! همون روز نبستن! 6 ماه فرصت دادن… بعد 6 ماه هم، تازه گفتن یک شش ماه دیگه هم بهتون فرصت می دیم که اگر باز کردید، بتونید تعهدات LCتون رو جبران کنید… به من از 6 ماه قبل خبر دادن، اینطوری نبود که من صبح از خواب بیدار شم ببینم همه حسابام قفل شده!
اصلا چه طور ممکنه که تو این مملکت همه چی نایس نایس نایسه… یهو 28 اسفند یه بخشنامه از بانک مرکزی می ره به بانک ها که تمام خدمات API ها باید قطع بشه! آخه چرا؟ مگه شرایط جنگیه؟ مگه تهران موشک خورده؟
مدیرعامل انجمن فین تک: پیروزی هیچوقت در حرکت فردی نیست!!/ قانون بهبود محیط کسب و کار قانون بسیار خوبی است اما اجرایی نمی شود!
رامیار قنبری: یک سوال آخر بپرسم برای اینکه جمع بندی کنیم؛ به نظر شما چه قدر بچه های صنف پشت هم هستن؟ چه قدر برای بقای خودشون دارن یک صدا حرف می زنن؟ چون قبلا اینجوری بود که ماهارو تک تک می خواستن، تفرقه می نداختن بینمون؛ ولی الان با حضور اتحادیه و انجمن ها، برای بقای کارآفرینی تو کشور به نظر شما بچه ها یک صدا شدن؟
علیرضا یعقوبی: ببین من فکر می کنم بیشتر افراد می دونن که اگر متحد باشن، پیروز می شن؛ هیچوقت پیروزی در حرکت فردی نیست! این رو بچه های جوون حتی بهتراز ما می فهمن… ولی اینکه در عمل چه قدر می شه اثرگذار بود!؟
وقتی چند هزار سال، همه حکومت ها با تفرقه انداختن، حکومت کردن، نباید انتظار داشته باشیم که یک روزه دو روزه این فرهنگ حل بشه…. خیلی طبیعی هست که مثلا یک جایی مثل بانک مرکزی بگه آقا من اصلا این انجمن ها رو قبول ندارم، اصلا هم نمی خوام باهاشون حرف بزنم. گاهی این حرف ها که پیش میاد، من بهشون می گم اکی! اشکالی نداره. خب برید بشینید با کسب و کارها حرف بزنید! مگه هدف انجمن ها چیه؟ منافع کسب و کارهاست دیگه! کاری نمی کنه که، حرف همه رو میاد یک جا می زنه.. دوست داری تک تک بیان پیشت، بگو تک تک بیان! هیچ اشکالی نداره.
انجمن قدرتی نداره! برآیندی هست از قدرت اعضاش، انجمن میاد به تمام اعضا قدرت یکپارچه ببخشه تا راحت بتونن حرف بزنن…
رامیار قنبری: من خیلی برام جالب بود که این آقای فرزین، همونموقع که تو لیزینگ هم اومده بود، گفت کل حجم تراکنش صنعت لیزینگ 10 میلیارده. عددی نیست… شما خودتون برید سند جدیدی بنویسید بیارید بدید به ما! ولی من تا حالا نشنیدم بانک مرکزی بیاد برای حوزه کریپتو، تو حوزه پرداخت و… همچین چیزی بگه! من نمی دونم این قانون بهبود محیط کسب و کار کی می خواد اجرا بشه؟
علیرضا یعقوبی: ببینید قانون بهبود محیط کسب و کار، به نظر من یکی از قوانین خیلی خوبه که اتفاقا هم در دولت مرحوم رئیسی تصویب شده دیگه؛ از انصاف نباید بگذریم!
قانون خیلی خوبیه و کاملا مشخصه افرادی نوشتنش که آگاهی دارن نسبت به مسائل… حالا تو این قانون چی گفته؟ مثلا گفته اگر تو بحث مجوزها اتفاقی افتاد، اگر درخواست رسید به بالاترین مقام اجرایی کشور، یک هفته وقت داره جواب بده. یا مثلا جای دیگه میاد می گه ظرف 3 ماه از اجرایی شدن قانون، دستگاه هایی که دنبال مجوزهای تایید محور هستن، شرایطشون رو بگن. اگر نگفتن، 4 ماه بعد از اجرای قانون، همه مجوزها می شه ثبت محور؛ یعنی فقط ثبت کن مجوز بگیر! وقتی هم که مجوز رو گرفتی، دیگه کسی نمی تونه بیاد بگه من باید تایید می دادم و… برای این هم راهکار گذاشته البته؛ گفته اگر دستگاهی پیدا شد که گفت من باید مجوز این رو تایید کنم! می گه خیلی خب، برای اینکه مجوز تایید محور بشه، بیا درخواست و مستندات و مدارکت رو بیار، من ببرم اول تو کمیته، تایید کنم، بعداز اینکه تایید شد، بفرستم هیئت وزیران، اونجا تصویب شه و بعد بره وارد پروسه بشه..
یعنی تمام نقاط رو کاملا دیده! ولی هیچکس اینو اجرا نمی کنه… من همین یکی دو هفته پیش، یک نامه زدم به آقای نظری، مسئول سایت مجوزها، بهش همین قانون رو یادآوری کردم، گفتم چرا مجوزها رو نمی گذارید تو درگاه؟ باید بگذارید، ما مجوزمون ثبت محوره! هرکسی هم مدعی هست، طبق قانون بیاد بگه من مدعی ام و می خوام تایید محور بشه، بره فرآیندش رو طی کنه؛ ولی شما موظفی این کارو برای من بکنی! هنوز هم جواب نامه من رو نداده… انگار که اینها شانشون اجل هست براینکه جواب نامه های مارو بدن! تو تمام دنیا قانون فصل الخطابه! مدیر وحشت برش می داره اگر خلاف قانون عمل کنه، شب خوابش نمی ره؛ ولی اینجا نه! چرا؟ چون مدیر اصلا دلیلی نداره که به قانون عمل کنه… ملاک قانون نیست! ملاک قبیله ست!
رامیار قنبری: امیدوارم 1404 همه چیز شفاف تر بشه، شرایطمون مشخص تر بشه و امید دارم که این اتفاق می افته…
علیرضا یعقوبی: بله! امید رو ازمون بگیرن که نمی تونیم زندگی کنیم! می میریم….
رامیار قنبری: بهتون هم خیلی تبریک می گم ریاست انجمن فین تک رو، با حضور شما قطعا اتفاقات عالی می افته و این همدلی بین کل اکوسیستم برقرار می شه…. ممنون که وقت گذاشتین و به تراپی آمدین.




















