• درباره ما
  • تماس با ما
  • سیاست های پادکست تراپی
پادکست تراپی
تبلیغات
  • صفحه اصلی
  • اخبار تازه
    • همه
    • استارت آپ ها
    • اقتصاد جهان
    • تصمیمات حاکمیت
    • سرمایه گذاری
    خبر مطالبات صنفی

    مجوزهای پرهزینه و تنظیم‌گران متعدد؛ مسیر ورود کسب‌وکارهای نوپا به اقتصاد دیجیتال هر روز تنگ‌تر می‌شود

    هیلاری کلینتون با شلوار سفید در مراسم تحلیف ترامپ

    آمازون 143 میلیارد شخص برای ادامه دادن امتیازات بیشتر به پرایم دارد

    تیراندازی بیش از 40 سال رژه هالووین نیویورک

    این 5 داستان بزرگ فناوری است که باید در سال 2021 تماشا کنید

    چرا Millennials ها باید دو برابر Boomers صرفه جویی کنند

    برچسب های پرطرفدار

    • مراسم تحلیف ترامپ
    • ایالات متحده
    • کاخ سفید
    • داستانهای بازار
    • نتایج انتخابات
  • فین تک
    • همه
    • استارت آپ
    • انجمن های صنف
    • گجت ها و هوش مصنوعی

    گیم پلی افسانه زلدا: نفس وحش بر روی نینتندو سوییچ

    نقد و بررسی بازی تاکتیک های سایه: تیغه های شوگان

    نقد و بررسی macOS Sierra: کاربران مک امسال یک به روزرسانی متوسط را دریافت می کنند

    تجربه عملی : نقد و بررسی Samsung Galaxy A5 2017

    بررسی بازی آخرین نگهبان در PS5

    این 5 داستان بزرگ فناوری است که باید در سال 2021 تماشا کنید

    برچسب های پرطرفدار

    • نینتندو سوییچ
    • CES 2017
    • پلی استیشن 5
    • مارک زاکربرگ
  • اقتصاد دیجیتال
    • همه
    • بانکداری باز
    • بیمه
    • فناوری
    • کریپتوکارنسی و رمزارز

    گیم پلی افسانه زلدا: نفس وحش بر روی نینتندو سوییچ

    نقد و بررسی macOS Sierra: کاربران مک امسال یک به روزرسانی متوسط را دریافت می کنند

    تجربه عملی : نقد و بررسی Samsung Galaxy A5 2017

    طوفان قهرمانان جهانی 2022 فردا آغاز می شود، اینجا آنچه که باید بدانید

    استفاده از قدرت VR با Power Rangers و Snapdragon 835

    می خواهید سرمایه گذار نوپا داشته باشید؟ در اینجا مواردی است که باید بدانید

  • صنعت پرداخت
    • همه
    • غذا
    • کارآفرینی
    • یادداشت مدیران

    تیراندازی بیش از 40 سال رژه هالووین نیویورک

    طوفان قهرمانان جهانی 2022 فردا آغاز می شود، اینجا آنچه که باید بدانید

    چرا Millennials ها باید دو برابر Boomers صرفه جویی کنند

    پزشکان برای ایجاد هوش مصنوعی پیوندی اعضا از دوستیابی آنلاین الهام می گیرند

    چگونه زوجین می توانند اختلافات روشنایی را برای همیشه حل کنند

    راه اندازی دوکاتی: موتورسواران لورنزو و دوویزیوسو

    برچسب های پرطرفدار

    • گلدن گلوب
    • بازی تاج و تخت
    • موتوجی پی 2022
    • ورزشهای الکترونیکی
    • هفته مد و فشن
  • یادداشت ها
    • همه
    • غذا
    • کارآفرینی
    • یادداشت مدیران

    تیراندازی بیش از 40 سال رژه هالووین نیویورک

    طوفان قهرمانان جهانی 2022 فردا آغاز می شود، اینجا آنچه که باید بدانید

    چرا Millennials ها باید دو برابر Boomers صرفه جویی کنند

    پزشکان برای ایجاد هوش مصنوعی پیوندی اعضا از دوستیابی آنلاین الهام می گیرند

    چگونه زوجین می توانند اختلافات روشنایی را برای همیشه حل کنند

    راه اندازی دوکاتی: موتورسواران لورنزو و دوویزیوسو

    23 توییت مشهور که از گلدن گلوب از دست داده اید

    می خواهید سرمایه گذار نوپا داشته باشید؟ در اینجا مواردی است که باید بدانید

    موتو جی پی استراتژی های تایر را برای سال 2022 آسان تر دنبال می کند

  • پادکست تراپی

    هیلاری کلینتون با شلوار سفید در مراسم تحلیف ترامپ

    آمازون 143 میلیارد شخص برای ادامه دادن امتیازات بیشتر به پرایم دارد

    می خواهید سرمایه گذار نوپا داشته باشید؟ در اینجا مواردی است که باید بدانید

    Dota 2 و CS:GO برترین های لیست استیم در سال 2021 برای بیشترین بازی های انجام شده است

    موتو جی پی استراتژی های تایر را برای سال 2022 آسان تر دنبال می کند

    مدل بریتانیایی عذرخواهی طولانی و صادقانه ای برای تخصیص فرهنگی ارائه می دهد

    این چینی می گوید که چندین سال اطلاعات مالی جعلی داشته است

    پیش نمایش فصل پنجم دوتا 2: Secret، VP چیزی برای اثبات دارند

    اوباما جری سینفلد را برای گردش در اطراف کاخ سفید می برد

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار تازه
    • همه
    • استارت آپ ها
    • اقتصاد جهان
    • تصمیمات حاکمیت
    • سرمایه گذاری
    خبر مطالبات صنفی

    مجوزهای پرهزینه و تنظیم‌گران متعدد؛ مسیر ورود کسب‌وکارهای نوپا به اقتصاد دیجیتال هر روز تنگ‌تر می‌شود

    هیلاری کلینتون با شلوار سفید در مراسم تحلیف ترامپ

    آمازون 143 میلیارد شخص برای ادامه دادن امتیازات بیشتر به پرایم دارد

    تیراندازی بیش از 40 سال رژه هالووین نیویورک

    این 5 داستان بزرگ فناوری است که باید در سال 2021 تماشا کنید

    چرا Millennials ها باید دو برابر Boomers صرفه جویی کنند

    برچسب های پرطرفدار

    • مراسم تحلیف ترامپ
    • ایالات متحده
    • کاخ سفید
    • داستانهای بازار
    • نتایج انتخابات
  • فین تک
    • همه
    • استارت آپ
    • انجمن های صنف
    • گجت ها و هوش مصنوعی

    گیم پلی افسانه زلدا: نفس وحش بر روی نینتندو سوییچ

    نقد و بررسی بازی تاکتیک های سایه: تیغه های شوگان

    نقد و بررسی macOS Sierra: کاربران مک امسال یک به روزرسانی متوسط را دریافت می کنند

    تجربه عملی : نقد و بررسی Samsung Galaxy A5 2017

    بررسی بازی آخرین نگهبان در PS5

    این 5 داستان بزرگ فناوری است که باید در سال 2021 تماشا کنید

    برچسب های پرطرفدار

    • نینتندو سوییچ
    • CES 2017
    • پلی استیشن 5
    • مارک زاکربرگ
  • اقتصاد دیجیتال
    • همه
    • بانکداری باز
    • بیمه
    • فناوری
    • کریپتوکارنسی و رمزارز

    گیم پلی افسانه زلدا: نفس وحش بر روی نینتندو سوییچ

    نقد و بررسی macOS Sierra: کاربران مک امسال یک به روزرسانی متوسط را دریافت می کنند

    تجربه عملی : نقد و بررسی Samsung Galaxy A5 2017

    طوفان قهرمانان جهانی 2022 فردا آغاز می شود، اینجا آنچه که باید بدانید

    استفاده از قدرت VR با Power Rangers و Snapdragon 835

    می خواهید سرمایه گذار نوپا داشته باشید؟ در اینجا مواردی است که باید بدانید

  • صنعت پرداخت
    • همه
    • غذا
    • کارآفرینی
    • یادداشت مدیران

    تیراندازی بیش از 40 سال رژه هالووین نیویورک

    طوفان قهرمانان جهانی 2022 فردا آغاز می شود، اینجا آنچه که باید بدانید

    چرا Millennials ها باید دو برابر Boomers صرفه جویی کنند

    پزشکان برای ایجاد هوش مصنوعی پیوندی اعضا از دوستیابی آنلاین الهام می گیرند

    چگونه زوجین می توانند اختلافات روشنایی را برای همیشه حل کنند

    راه اندازی دوکاتی: موتورسواران لورنزو و دوویزیوسو

    برچسب های پرطرفدار

    • گلدن گلوب
    • بازی تاج و تخت
    • موتوجی پی 2022
    • ورزشهای الکترونیکی
    • هفته مد و فشن
  • یادداشت ها
    • همه
    • غذا
    • کارآفرینی
    • یادداشت مدیران

    تیراندازی بیش از 40 سال رژه هالووین نیویورک

    طوفان قهرمانان جهانی 2022 فردا آغاز می شود، اینجا آنچه که باید بدانید

    چرا Millennials ها باید دو برابر Boomers صرفه جویی کنند

    پزشکان برای ایجاد هوش مصنوعی پیوندی اعضا از دوستیابی آنلاین الهام می گیرند

    چگونه زوجین می توانند اختلافات روشنایی را برای همیشه حل کنند

    راه اندازی دوکاتی: موتورسواران لورنزو و دوویزیوسو

    23 توییت مشهور که از گلدن گلوب از دست داده اید

    می خواهید سرمایه گذار نوپا داشته باشید؟ در اینجا مواردی است که باید بدانید

    موتو جی پی استراتژی های تایر را برای سال 2022 آسان تر دنبال می کند

  • پادکست تراپی

    هیلاری کلینتون با شلوار سفید در مراسم تحلیف ترامپ

    آمازون 143 میلیارد شخص برای ادامه دادن امتیازات بیشتر به پرایم دارد

    می خواهید سرمایه گذار نوپا داشته باشید؟ در اینجا مواردی است که باید بدانید

    Dota 2 و CS:GO برترین های لیست استیم در سال 2021 برای بیشترین بازی های انجام شده است

    موتو جی پی استراتژی های تایر را برای سال 2022 آسان تر دنبال می کند

    مدل بریتانیایی عذرخواهی طولانی و صادقانه ای برای تخصیص فرهنگی ارائه می دهد

    این چینی می گوید که چندین سال اطلاعات مالی جعلی داشته است

    پیش نمایش فصل پنجم دوتا 2: Secret، VP چیزی برای اثبات دارند

    اوباما جری سینفلد را برای گردش در اطراف کاخ سفید می برد

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
پادکست تراپی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار تازه
  • فین تک
  • اقتصاد دیجیتال
  • صنعت پرداخت
  • یادداشت ها
  • پادکست تراپی
صفحه اصلی پادکست تراپی

وحید بهرامیان: ژاکت امروز به بلوغ رسیده و مسیر پیشرفت جوانان را هموار می کند/ حداقل انتظارمان از رگولاتور احترام است!

در پادکست تراپی امروز، مهمان رامیار قنبری و احمد عطارزاده، کسی است که نه تنها یکی از جوان ترین های اکوسیستم به حساب می آید؛ بلکه توانسته با تمرکز و خلاقیت، کسب و کاری منحصر به فرد را، با استفاده از اکسیر تحلیل رفتار کاربر و نیازسنجی، رشد و توسعه دهد و گام بلندی در راستای اشتغال زایی جوانان بردارد؛ وحید بهرامیان مدیرعامل ژاکت

توسط Therapytalk
مرداد ۲۶, ۱۴۰۵
در پادکست تراپی
اشتراک گذاری در لینکدیناشتراک گذاری در توییتراشتراک گذاری در واتساپاشتراک گذاری در تلگراماشتراک گذاری در ایمیل

رامیار قنبری: خب سلام به همه؛ امیدوارم خوب و خوش باشین؛ امروز وحید بهرامیان مهمان منه؛ هم بنیانگذار سایت ژاکت. ما قراره در رابطه با مشکلاتی که این سال ها برای ژاکت ایجاد شده؛ ازنظر محیط کسب و کار، اقتصاد دیجیتال، قوانین رگولاتوری و… صحبت کنیم. خب وحید، از خودت لطفا برامون بگو، چه کارآفرینی هایی کردی، چه بیزینس های دیگه ای داری؟ از کی شروع کردی ژاکت رو؟

وحید بهرامیان: من هم سلام می کنم؛ خیلی خوشحالم که اینجا هستم و ممنونم از دعوت شما.

خب ژاکت، ابتدا از دل یک پروداکت دیگه شکل گرفت؛ اولین رسانه خانواده وردپرس که از سال 90 معرفی شد تو ایران؛ اگر بخوام قبلش یک توضیحی کوتاهی هم بدم که وردپرس چه هست و چه کاری انجام می ده؛ باید بگم وردپرس یک سیستم مدیریت محتواست که شما خیلی راحت می تونی باهاش سایت راه بندازی، کاملا توسعه پذیره و خصوصا در ابتدای شروع کسب و کار بخش زیادی از هزینه ها رو کاهش می ده.

خب ما بعد از راه اندازی این رسانه بچه های وردپرس، از یک جایی به بعد دیدیم که آدم ها نیاز دارن به توسعه! و ما فکر کردیم که با ایجاد یک شاپی در همیار وردپرس، محصولات پریمیوم مثل قالب ها و افزونه ها رو اونجا بگذاریم. به مرور و تا سال 93، انقدر تقاضا در این بازاری که ما اینجاد کردیم، بیشتر و بیشتر شد که ژاکِت رو متولد کرد. در سال 1403 هم ما جشن ده سالگی ژاکتِ رو گرفتیم! ما درحال حاضر در ژاکت قالب و افزاونه وردپرسی می فروشیم، اسکریپت، پی اچ پی، تم پلیت های مختلف و البته محصولات متنوع براساس نیاز بازار… مثلا همین الان که من دارم با شما صحبت می کنم، ما همین یک هفته پیش، از محصول جدیدی برای افرادی که خیلی خیلی عجله دارن و دانش بالایی هم ندارن تو حوزه های تخصصی، رونمایی کردیم؛ سایت آماده! که همه چیز روش سفارشی شده…

اگر بخوام اینجا یک گریزی به مسیر خودم بزنم، می تونم این رو بگم که نگاه کن و درک تقاضای کاربر، خیلی خیلی موضوع مهمیه؛ شما فکر کنین اگر ما فقط می خواستیم یک رسانه در همیار وردپرس باقی بمونیم و اصلا به نیازی که متخصصی دارن توجه نکنیم، خب الان اینجا نبودیم… ما الان در آفیس ژاکِت، 45 نفر هستیم و خب این رو هم نیازه اضافه کنم که ما بعد از کووید، رشد خیلی چشمگیری داشتیم و بسیاری از کسب و کارهایی که تا قبل از اون، فقط یک مغازه فیزیکی بودن، به این سمت اومدن که برای خودشون نیازه که سایت داشته باشن، سوشال مدیا داشته باشن و….

 

چرا ژاکت شد ژاکت؟!

حالا چرا اسمش ژاکِت هست؟ خیلی ها البته می گم ژاکَت که خب.. شاید این ضعف برندینگی ما بوده از همون ابتدا که خیلی بهش توجه نکردیم… اما خب در نظرمون این بود که انگار ما مثل یک پوششی هستیم برای کسب و کار؛ چیزی شبیه یک رویه و ویترین برای هر کسب و کار که سایتش هست در وهله اول. البته این رو هم بگم که، این که این دامین باز بود و کوتاه بود هم، در انتخاب ما بی تاثیر نبود!

یذره که رفتیم جلوتر و بعد از داستان کووید، که تلاش کردیم یکم نگاهمون رو به اتفاقات پیش بینی نشده، باز تر کنیم… راه حلی که برای این موضوع به ذهنمون رسید، این بود که حدود سال 1400، آکادمی ژاکت رو راه اندازی کردیم! همین امروزی که من درحال صحبت با شما هستم، نزدیک به 30 هزار نفر در آکادمی ما مشغول درس خوندن و یاد گرفتن هستن.

رامیار قنبری: خیلی جالبه… این محصول سایت آماده که گفتی، رو ساب دامین ژاکت میاد بالا؟ یا هر کس دامین خودش رو داشته باشه، می تونه استفاده کنه؟

وحید بهرامیان: نه هرکسی می تونه به صورت شخصی و روی دامین خودش استفاده کنه… ببینید یک تمایز بزرگی که سایت ساز نسبت به وردپرس داره، این هست که هیچی دست ما نیست و کاملا همه چی شخصی سازی می شه؛ انگار که این  دولوپ شده، توسعه پیدا کرده، بسته بندی شده و ما داریم این رو شما می فروشیم که ببری و هر جا خواستی استفاده کنی… درحقیقت این محصول، هم داره یک استقلالی به کاربر می ده و هم توسعه پذیری رو به شدت بالا می بره. داده ها هم دست ما نیست و مطلقا هیج دسترسی بهش نداریم، خود کاربر به دیتا ها دسترسی داره و هرکاری دوست داشته باشه می تونه انجام بده. البته اینم بگم که یکسری از داده ها از دست ما خارجه.. ما دیگه تضمین امنیت داده کاربر رو نمی تونیم داشته باشیم، فقط می تونیم کدی که بهش دادیم رو تضمین کنیم.

پس تا اینجا بخوام ژاکت رو جمع بندی کنم، ژاکت به آدم ها این قدرت رو می ده که برای کسب و کار خودشون سایت داشته باشن و آکادمی هم اومد تا این افراد رو کمک کنه تا بیشتر بفروشن و رشد کنن. ما با همین رویکرد، در آکادمی به سمت دیجیتال مارکتینگ هم رفتیم… سئو، دیجیتال مارکتینگ، سوشال و…

رامیار قنبری: به عنوان مشاور، هم از متقاضی ها پول می گیرین؟

وحید بهرامیان: ببین نه برای مشاوره محصول مستقیمی برای عرضه نداریم. دوره های حرفه ای در سایت موجود هست که یکسری موضوعات رو آموزش می ده و قابل فروش هست؛ درواقع این آموزش هم نیاز کاربر رو رفع می کنه و هم یک چرخه درآمد کنار بقیه اعضای خانواده ژاکت هست.

رامیار قنبری: خیلی جالبه، من تاحالا انقدر با دیتیل به موضوع کسب و کار تو نگاه نکرده بودم. دیگه چه بخش هایی داره؟

وحید بهرامیان: خب ما سال 1400 و بعداز اینکه آکادمی رو راه انداختیم، دیدیم آدم هایی که میان از ما محصول خرید می کنن، به خدمات هم نیاز دارن! مثلا یکی اومده از ما قالب خریده، می گه کاش یکی بود نصبش هم می کرد، یا سئوی سایت رو درست می کرد، یا مثلا برام کارت ویزیت می زد حتی! این شد که ما ژاکت سرویس رو راه اندازی کردیم؛ یعنی یک بازار خدمات آنلاین که درواقع یک پلتفرم فروش خدمات دیجیتال هم هست دیگه و افراد مختلف، می تونن بیان اونجا تخصصشون رو برای افرادی که اون تخصص رو ندارن، عرضه کنن.

البته در طول زمان خیلی مدل کاری پلتفرم دستخوش تحولات شد؛ چون به هرحال حوزه فروش یک محصول دیجیتال با حوزه فروش یک خدمت دیجیتال خیلی متفاوته! اما درحال حاضر، مدل کار ژاکت سرویس به این صورت هست که ما کیفیت خدمات رو، خودمون تضمین می کنیم؛ چون کارشناسان و متخصصانی که خودمون کوالی فای کردیم، روی موضوع کار می کنن. و در پلتفرم هم، تاحد خیلی خوبی شرایط به همین شکل هست ولی خب به هرحال فضای باز تری داره دیگه.

رامیار قنبری: مدل های ژاکت سرویس چند درصد قیمتش گرون تره؟

وحید بهرامیان: اصلا جنس کارش فرق می کنه… در ژاکت شما مثلا قالب رو می خری؛ اما در ژاکت سوریس شما سایتی داری که چندین سال هست آپدیت نشده و خب نیاز داری که یک کارشناس بیاد مپ کنه، محتواها رو تو ساختار جدید بچینه، بخش های مختلف سلامت سایت رو چک کنه و…. درنهایت هم سایت رو بهت تحویل بده. خب این خیلی خدمت گرون تریه!

رامیار قنبری: چه عالی! چون میدونی مثلا فرض کن من می خوام یه وب سایت می خوام بیارم بالا. به هرحال باید برم یک نیرو بگیرم که بیاد سئو رو پیش ببره، یک نیروی دیگه بیاد دیجیتال مارکتیگ کار کنه و… هزینه خیلی زیادی باید بکنم برای توسعه بخش های مختلف کسب و کار و وب سایتم ولی شما دارین یک پکیج می دین بهم که حتما قیمتش نسبت به همه این هزینه ها، برام ارزون تر درمیاد.

وحید بهرامیان: بله دقیقا! برای شمای سازمان، خیلی ارزون تر از گرفتن یک یا چند نیروی تمام وقته؛ ولی نسبت به قیمت محصولات وب ما، این خدمات و پکیج ها اشل قیمتی بالاتری دارن!

 

از اینجا به بعد، بهرامیان کمی از فضای توضیح بخش های مختلف مجموعه ژاکت فاصله می گیرد و وارد پروسه تراپی قنبری می شود؛ از چالش های کسب و کارش می گوید و غرهایی که شاید تا قبل از این، هیچگاه از آنها صحبت نکرده.

وحید بهرامیان: این عدم قطعیت در کشور، ژاکت را هوشمند تر کرد!/ سرمایه گذار گرفتن نیاز به یک بلوغ تیمی دارد!

حالا من اینجا دلم می خواد یه غری هم بزنم؛ حالا که اومدم تراپی…

شرایط خیلی عدم قطعیتی شده متاسفانه…  و ما نیاز داریم خودمون رو هی هوشمند تر از قبل کنیم! مثلا من یادم هست که یک زمانی می نشستم برای ژاکت برنامه سالانه می نوشتم! الان هم می نویسم ولی خب با این پیش فرض که قراره در طی سال، به ازای هر فصل بازبینی بشه و دستخوش کلی تغییر بشه و خب این خیلی خوب نیست دیگه..

حالا ما اومدیم فکر کردیم برای این عدم قطعیت باید چه راه حلی پیدا کنیم؟ خب واقعیت این است که هرچه قدر داریم در سطح ایران و جهان می ریم جلوتر، بحران منابع انسانی داره بیشتر می شه و نیاز کسب و کارها به گرفتن خدمات هم، بیشتر می شه… از سال 1401 ما تصمیم گرفتیم واحدی تحت عنوان توسعه کسب و کار راه اندازی کنیم؛ پروژه ای که داره روی آینده سرمایه گذاری می کنه..

رامیار قنبری: یادم هست شما یک اینوست هم گرفتین. درسته؟

وحید بهرامیان: بله؛ سال 97 مذاکراتش شروع شد و سال 98 هم به نتیجه رسید؛ فرآیند هم به این شکل بود که یک بخشی از سهام رو فروختیم و از آورده مالیش، برای رشد سازمان استفاده کردیم که خب تجربه خیلی خوبی هم برای همه مون بود.

رامیار قنبری: می خوام بدونم که به رشد سازمانت واقعا کمک کرد؟ ینی آدم هایی که به عنوان سرمایه گذار آمدن کنارتون قرار گرفتن، تاثیرگذار هم بودن در مسیر و کمک کردن؟ یا نه؟ فقط اومدن یک پولی دادن و نشستن کنار… که خودتون برین کار کنین و رشد کنین؟

وحید بهرامیان: سوالت خیلی سوال سختیه! صادقانه بخوام جواب بدم… نتورک اون مجموعه، خیلی به ما کمک کرد؛ یعنی ارتباطاتی که وجود داشت، واقعا به ما کمک کرد. نماینده اون مجموعه هم که در کنار ما در هیئت مدیره هستن، یک جاهایی چون تجربیات خیلی خیلی پخته تری نسبت به ما داشتن، خیلی موثر بودن واقعا و به نظرمن شاید اون مبلغ کشی که وارد شرکت شد، حقیقتا درمقابل این دو اتفاق، واقعا هیچی نبود.

حالا چرا می گم تجربه خوبی برای همه ما تو ژاکت بود؛ چون تیم به یک بلوغی رسید! خب وقتی پول میاد تو حساب شرکت، به هرحال شما باید از یک بلوغی برخوردار باشی که بتونی درست خرجش کنی… بخوام مثال بزنم برای شما، مثلا ما خب از لحاظ مالی خیلی تو شرایط خوبی نبودیم، بعد پول میومد تو حساب و خب ما می دونستیم که این پول باید برای توسعه خرج بشه و خرج می شد و تموم می شد…. خب اینجا جرقه رشد و بلوغ خیلی ارزشمندی برای همه ما بود. البته خب شاید خیلی ها با این نظر من مخالف باشن؛ اما به هرحال اتفاقی بود که ما تجربه ش کردیم.

 

ژاکت نکست؛ زمین بازی توسعه دهندگان را عوض خواهد کرد!

ما سال 1401 یک بخش دیگه ای رو هم در ژاکت راه اندازی کردیم به اسم ژاکت نکست؛ که تصمیم گرفتیم بریم در حوزه های دیگه هم فعالیت کنیم و دنبال تغییر زمین بازی هستیم! خیلی جاها رفتیم، با خیلی از تیم ها مذاکره کردیم، خیلی جاها نتونستیم کار رو جلو ببریم، خیلی جاها تونستیم… ولی درکل دو اتفاق افتاده؛ اول اینکه ما یک پروژه خیلی کوچیک پیدا کردیم که یکی از مهمترین نیازهای توسعه دهنده های پلتفرم خودمون رو برطرف می کرد. پروژه چی بود؟ این بود که توسعه دهنده پی اچ پی می تونه کد خودش رو با قفل کنه!

خب می دونید که پی اچ پی ذاتش اپن سورس هست و در فضای خودش هم خیلی رشد ایجاد می کنه؛ ولی یک جایی شما به عنوان یک دولوپر به این می رسی که نیاز داری بخشی از کدی که نوشتی رو محافظت کنی! خب این پروژه اومد و این تیکه از پازل رو کامل کرد….

پروژه دیگری که اجرا شد، هیرو باکس هست در سال 1402… برندی که نشست خبری هم براش برگزار شد و تا به امروز رشد خیلی خوبی هم داشته. خدمتی که ارائه می کنه هم، این هست که به عنوان یک دانلودر از 12 پلتفرم خارجی، دسترسی متخصصان ایرانی به قالب های پریمیوم خارجی رو راحت تر می کنه. البته این پروژه خب مسئله کپی رایت رو برای ما داشت که تا همیشه این مهر رو روی پیشونی ما نگه می داره؛ البته ما از ابتدای ژاکت با این چالش دست و پنجه نرم می کردیم…

رامیار قنبری: آخه مجبورین دیگه… چی کارش می شه کرد مثلا؟ الان دسترسی هم که به اونور نیست به هیچ عنوان نیست! تو اومدی، داری کلی خدمت در اختیار کاربر می ذاری، اونم بدون هیچ دردسری..

 

وحید بهرامیان: نباید فراموش کرد که در ایران زندگی می کنیم؛ ما در ژاکت برای رشد و پیشرفت جوان ها تلاش می کنیم!

بهرامیان: آره دقیقا همینطوره… و میدونی ما از سال ها 98 و 99، تصمیم گرفتیم به صورت خیلی جدی، روی خلق یک ارزش اصیل تری سرمایه گذاری کنیم! و اون هم این بود که راه توسعه دهنده ایرانی رو هموار کنیم تا بتونه با خرید محصولات ما، توانمند بشه و بتونه یک محصول ایرانی خوب بسازه. برای رسیدن به این هدف هم خیلی تلاش کردیم… سرمایه گذاری کردیم، آموزش دادیم، دوره برگذار کردیم و…

و ما خب نباید فراموش کنیم که تو ایران داریم زندگی می کنیم دیگه… ینی تحریمیم، خود من بخوام برم الان از یه سایت خارجی یه چیزی بخرم، به محض اینکه هویت ایرانیم لو بره، هرچی دلار خرج کردم پریده! می دونین… اگر می خوایم کار کنیم و جلو بریم، واقعا آپشن دیگه ای جلوی پامون نیست!

رامیار قنبری: این ایده ها و پروداکت ها رو تو دل ژاکت نگه می دارین، به عنوان پروداکت ژاکت؟ یا تبدیل به شرکتشون می کنین و جدا می شن؟

وحید بهرامیان: اونهایی که اسم ژاکت رو بهش می دیم، تو دل ژاکت می مونن؛ مثلا ژاکت کلود یا ژاکت سرویس… ولی پروژه هایی که خصوصا روشون سرمایه گذاری می کنیم، دیگه اسم ژاکت رو ندارن و جدا می شن؛ مثلا هیرو

رامیار قنبری: روی ژاکت کلود یه ذره دقیق تر بهمون می گی داری چیکار می کنی؟

وحید بهرامیان: ما تلاش کردیم همیشه، هر توسعه و ایجاد محصولی داریم در ژاکت، حول تکمیل چرخه نیاز کاربر ها باشه. داستان شکل گیری کلود هم، از همینجا میاد! البته که اولش یذره مقاوت داشتیم نسبت به این کار چون استیبل نگه داشتن 24 ساعته این فضا، اون هم با یک ضریب خطای پایین، خب خیلی کار راحتی نیست… این رو هم بگم که خود من هم خیلی سخت گیری کردم؛ چون برام مهم بود که یا کیفیتش مشابه محصولات دیگه ژاکت باشه یا باید جایی اینوست می کردیم خارج از ژاکت پیش می بردیم.

درحال حاضر اما، لانچ شده و فعلا داریم هاست وردپرسی برای کسب و کارهای متوسط و بالاتر رو ارائه می دیم. یعنی درواقع مخاطب هاست های ما در کلود، همه نیستن؛ چون نمی خوایم تو زمین کسانی که هیچ دانشی ندارن، توپ  بزنیم!

رامیار قنبری: الان چند هزارتا کاربر داری؟

وحید بهرامیان: بین 300 هزار تا 400 هزار کاربر، فقط در ژاکت هستن، حدود 900 تا یک میلیون سایت هم با محصولات ما راه اندازی شده.

 

چه طور یک محصول جدید، در ژاکت توسعه پیدا می کند و عرضه می شود؟!

رامیارقنبری: خیلی جالبه! که باتوجه به مشکلات و دغدغه هایی که تو حوزه دیجیتال کشور بوده و هست؛ ولی تو انقدر رشد کردی و هی سعی کردی بزرگ و بزرگ تر شی…

وحید بهرامیان: خب در تمام این سال ها، من خیلی مدل های ذهنی خودم رو تنذیل کردم؛ علیرغم اینکه رشد رو خیلی دوست دارم و تلاشم رو کردم براش، همیشه حواسم به احتیاط کردن هست!

مثلا ما همیشه ام وی پی محصول رو میاریم بالا، بازخورد کاربر رو می گیریم، روش کار می کنیم و نهایتا پله پله،  پروداکت رو رشد می دیم و لانچ می کنیم. سوخت هزینه زمانی و مالی در این روش خب خیلی پایین تره و من همیشه حواسم بوده که این روند تغییر نکنه… این چیزی که دارم می گم در همه جای دنیا همینه ولی خب دیدیم که خیلیا اینطوری نیستن!

یه خاطره جالب برات تعریف کنم رامیار جان… یک بار نیما قاضی رو ما دعوت کردیم برای گپ و گفت در پادکستمون،  حرف تو حرف شد که تو چه قدر یوزر داری و چه قدر میفروشی و اینها.. من بهش گفتم و باورش نمی شد! بهم می گفت ینی این همه آدم دارن روزانه وردپریس می خرن؟ و نکته اینجاست که خیلی وقت ها، یکسری از بازارها، عمق خودشون رو نشون نمی دن! ینی ما از بیرون نگاه می کنیم و مثلا باخودمون می گیم این صنعت که دیگه اشباع شده؛ اما مثلا سال بعدش می بینیم صد هزار نفر اومدن تو همون دارن کار می کنن و همچنان هم دارن صنعت رو بزرگ می کنن.

 

رامیار قنبری: رشد لند تک ها، به رشد بازار توسعه دهندگان وب و وردپرس کمک خواهد کرد! / تاکید بر لزوم دیتا ماینینگ

رامیار قنبری: حالا یه نکته جالب بهت بگم؛ به نظرمن لندتک ها هم خیلی در رشد این روند و این بازار تاثیرگذار بودن؛ میدونی چرا؟ چون اتفاقی که افتاده این هست که لندتک ها که بعضیاشون 4 قسطه کار می کنن و بعضیاشون وام اعتباری 1 ماهه و 9 ماهه دارن، فروشگاه هایی که در سراسر کشور دارن فقط به صورت فیزیکی و با یک مغازه کار می کنن رو، مجبور کردن که بیان سایت بزنن و تبدیل به یک پذیرنده بشن تا آدم هایی که از اعتبار لندتک ها می خوان استفاده کنن، اینها رو هم ببینن و ازشون خرید کنن؛ چون میدونی خب مردم هم ضعیف تر شدن و از اعتبار این لندتک ها می خوان استفاده کنن.. درنتیجه اتفاقی که می افته اینه که اون کسب و کار سنتی که تو یک لیگ دیگه ای بوده همیشه، میاد و می خواد شما براش سایت آنلاین بزنین؛ میدونی چون خودش دانشش رو نداره و میاد سمت شما درنهایت.

من فکر کنم پیشرفت لندتک ها، باعث دیجیتال تر شدن حوزه های مختلف در کشور شده! چون من خودم خیلی ها رو دیدم که با همین فرآیند پیش رفتن و دلشون می خواد یه سهمی تو این اعتباری که لندتک ها به مردم می دن، داشته باشن.

وحید بهرامیان: و ما دقیقا برای همین کسب و کارها، محصول سایت آماده رو راه اندازی کردیم. البته این رو هم بگم که این رشد زیاد لنتک ها، یکی از ویژگی های دلار 90 هزار تومنیه ها! ینی وقتی که اینقدر همه چیز گرون می شه، دیگه چاره ای نمی مونه برای آدم که بخوان نیازهاشون رو تامین کنن.

و موضوع هوشمندی که چند دقیقه پیش راجه بهش صحبت کردیم؛ یعنی دقیقا همین چیزی که شما گفتی…. بازار داره تغییر می کنه، آدم های جدید و کسب و کارهای جدید دارن وارد فضای دیجیتال می شن و تو باید بدونی که آینده اینجاست! و خب یک برگی باید برای رو کردن داشته باشی و بتونی آدم های جدید رو، تو هر سطحی که هستن، ساپورت کنی. ما داریم سعی می کنیم که واقعا هوشمند باشیم… ولی واقعا خیلی سخته!

 

بهرامیان: این بازار ریش مارو سفید کرده!

من بعضی وقت ها به خانمم می گم، می گم ببین کسب وکار داشتن، الان مثل اینه که تو گوشه رینگ بوکس وایسادی و یک نفری به ده نفر… فقط باید تمرکز کنی! و خب این خیلی بده دیگه… چون تو باید همزمان روی هزاران موضوع تمرکز کنی و حواست باشه چه تصمیمی می گیری، از بازار عقب نمونی و چه و چه…

رامیار قنبری: فکر می کنم دیتا ماینینگ هم تو بیزینس شما خیلی جذاب باشه! ینی من احساس می کنم شما می تونید متوجه بشید کدوم بازار بهترین فعالیت رو داره، چه اتفاقی داره تو بازارها می افته… نه؟ کار کردین رو این حوزه هم؟

وحید بهرامیان: بله؛ و با اختلاف خیلی زیاد، باید بگم بخش فروشگاهی!

الان مثلا کته گوری قالب های فروشگاهی ما، کته گوری به شدت قدرتمندتریه نسبت سایر کته گوری ها و افزونه ها؛ البته این هم،  فقط ترند ما نیست… تمام دنیا اینجوریه و داره به این سمت می ره.

رامیار قنبری: آموزش رو چه جوری داری می برد جلو؟ به این فکر کردی که تو اون قالب سنتی وارد شی و اون بازار رو هم تارگت کنی؟ چون مثلا ببین پسر من، خب مدلش فرق می کنه؛ همش با کامپیوتر و موبایل و تبلت و.. سروکار داره و خب وقتی یک آموزشی می بینه، سریع آدپت می شه چون دانش به روزتری داره. می خوام بدونم برای رده سنی 55 تا 70 سال فکری کردی؟

وحید بهرامیان: با احترام به همه دوستانی که در این رده سنی هستن؛ نه… دلیلش هم اینه که خیلی سگمنت کوچکی می شه در آمار ژاکت و خب خیلی پرهزینه می شه برای ما که بخوایم تو اون زمین بازی کنیم. به طورکلی ما پرسونامون رو، 18 تا 35 سال درنظر گرفتیم.

رامیارقنبری: اکی! ینی من که 43 سالمه تو گروه شما نیستم…. خودت چند سالته؟

وحید بهرامیان: نه! شما فرق می کنه قضیه تون، موقعی که مشتری ما بودین و ما تازه شکل گرفته بودیم، جزو کته گوری مون بودین… من 33 سالمه و در آستانه 34 سالگی هستم ولی بزنم به تخته شما بهتر از من موندین!

رامیار قنبری: نه بابا….

وحید بهرامیان: این بازار همه ریش های مارو سفید کرده!

رامیار قنبری: ولی خیلی جالبه… و خیلی بازاری که داری تارگت می کنی رو جالب می بینم! یکم راجع به واحد توسعه کسب و کارت هم بهم بگو. کیان؟ چیکار می کنن؟

وحید بهرامیان: ببین روند کاری این واحد اینطوری هست که بچه ها یا می رن صحبت می کنن برای سرمایه گذاری و یا ایده رو میارن داخل واحد و آراند دی می کنیم و جلو می بریمش؛ درحقیقت ماموریتش این هست که بره بررسی کنه بازار های مختلف دنیا رو و بیاد براش اقدام تدارک ببینه و برنامه ریزی کنه؛ حالا اولین بار هم هست من انقدر دارم دیتیل در رابطه با این موضوع حرف می زنم…

راهبری هم با آقای یساری هست که مدیرعامل قبلی مجموعه بودن و الان عضو هسئت مدیره هستن؛ فوق العاده صبور و پر حوصله! من خودم اصلا خیلی حوصله دیتیل و بالا پایین کردم ندارم ولی ایشون فوق العاده هستن در این کار.

در حوزه هوش مصنوعی هم، ما برای سال آینده یک پروداکتی داریم لانچش می کنیم که زمین بازی رو عوض خواهد کرد؛ البته تقریبا از اردیبهشت ماه در دسترسه ولی فکر می کنم نیمه دوم سال، احتمالا آدم های بیشتری صداش رو بشنون.

رامیار قنبری: یک پادکست هم داری تو ژاکت؛ درسته؟ چون تو اینستاگرام هم دیدم که می رین با آدم ها حرف می زنین؛ ولی خب انگار مدیرانی که میاری خیلی پابلیکن…. ینی یکسری آدم هایی رو میاری که یذره..

 

ژاکست؛ جایی برای دیدن واقعیت های مسیر کارآفرینی؛ نه یک تصویر فانتزی!

وحید بهرامیان: آره؛ ما ژاکست رو داریم… چون این شنیدن داستان آدم ها و تجربیاتشون تو کسب و کار، خب خیلی جذابه! و خب اینکه می گی مدیرانی که میان یکم پابلیکن رو اگر بخوام توضیح بدم؛ ببین مثلا طبقه 16، میاد و با امثال سعید محمدی های اکوسیستم گفت و گو می کنه، ولی اون کسی که الان کسب و کارش رو راه اندازی کرده و فاصله خیلی زیادی بین خودش و مثلا سعید محمدی می بینیه، کجا می تونه حرف بزنه؟ به همین دلیل ما سعی کردیم یه کچولو بیایم پایین تر، مدیران بیزینس های موفق ولی کوچکتر رو بیاریم و باهاشون گفت و گو کنیم تا اینها هم تجربیاتشون رو منتقل کنن.

البته این رو هم بگم که از پادکستی که هفته آینده منتشر می شه، کمی روند ژاکست تغییر می کنه و ترکیبی خواهد شد؛ هم با مدیران گفت و گو می کنه هم با متخصصین

رامیار قنبری: یوزرها چه طور می بینینن پادکستت رو؟ چند نفر گوشش می دن؟ البته پادکست تراپی، یکم با مال شما فرق می کنه؛ هدف اولم این بوده که دغدغه هارو بشنویم و طوری پیش بریم که مدیران رگولاتور ما رو گوش کنن و در وهله بعد، بچه هایی که می خوان کارآفرینی کنن، ببینن که کارآفرینان موفق بودن، چه نیازهایی داره، چه زحمت هایی داره، چه سختی هایی داره….

وحید بهرامیان: آره این خیلی موصوع مهمیه که تو داری پیش می بری! چون تو فضای اینستاگرام، همش اینجوریه که همه موفق می شن و توام می تونی… پاشو برو جلو و… من مخالف این نگاه نیستم؛ ولی خب اتفاق بدی که اینجا می افته اینه که  به آدم ها گفته نمی شه که تو این مسیر خیلی پایین داری ها… درسته که یک جا می ری بالا ولی ده جا میای پایین ها! و این شیب رو باید بتونی دووم بیاری و بتونی ردش کنی…

اتفاقا من چند وقت پیش داشتم به یکی از بچه ها می گفتم؛ وقتی تو مدیرعاملی، صبح با یه فکری میای که شرکت که یکسری کارها باید انجام بشه و… ولی شب که داری می ری بیرون، هم ممکنه هیچکدوم از اون کارها انجام نشده و هم انقدر موضوع دیگه پیش اومده که… تو اصلا اون آدمی که صبح اومد شرکت نیستی!

رامیارقنری: آره و آخرشم همه بهت می گن حمال…

وحید بهرامیان: آره… و خب ژاکست اومد تا این تجربیات رو بگه!

البته واقعا این پروژه اونقدر که حقش بود روش کار نکردیم… ما از تقریبا اواخر تابستان شروع کردیم؛ ولی خب بازار خیلی بیشتراز این عطش داشت و مخاطب هم خیلی نیاز داشت و بازخورد می داد؛ ولی هم کار خیلی هزینه بریه، هم وقت گیره… چون من خودم هم باید این طرف بشینم، خیلی چالش زمان رو دارم! شاید اگر از خودم بکشمش بیرون، سرعت رشدش بیشتر بشه.

رامیارقنبری: اما لذتش اصلا همینه که خودت بشینی دیگه؛ ینی با آدم ها معاشرت کنی، ازشون یاد بگیری… من مثلا خودم توی این مدت که پادکستمون استارت خورد، اصلا فکر نمی کردم که به این سمت بره و انقدر موضوعات جذاب توش تعریف بشه… درسته که ظاهرش تراپیه و من تراپیستم… اما کاملا برعکسه؛ ینی من خودم تراپی می شم چون می بینم که آدم ها وایسادن، ادامه دادن، جنگدین…

وحید بهرامیان: آره برای خود منم خیل جذابه و دوست ندارم تحویلش بدم…. ولی خب به خودم قول دادم که 1404 بیشتر حواسم بهش باشه و نظم بیشتری بهش بدم. تایم پخشمون هم احتمالا تغییر می کنه و هر ماه یه اپیزود می شه و امیدواریم که سال جدید 12 اپیزود خوب بدیم.

رامیار قنبری: حالا یه سوال دیگه ازت دارم؛ ببین من تو صنف نمی بینیم اصلا شما رو…. از صنف دلگیری داری یا از رگولاتور؟ چیه قضیه؟

وحید بهرامیان: ببین ما خیلی به مشکل رگولاتور خوردیم؛ ولی از یک جایی به بعد، به نقطه ای رسیدیم که دیگه نمی دونستیم باید چی کار کنیم… و ما کجا به مشکل می خوریم با رگولاتور؟

 

حرف های صنفی و صحبت مدیران از دغدغه هایی که در این حوزه دارند، موردعلاقه رامیار قنبری است؛ او تمام تلاش خود را در طی مصاحبه کرد تا زاویه دید بهرامیان درخصوص تاثیرگذاری صنف، در بر تصمیم گیری رگولاتور و حاکمیت را تغییر دهد و او را برای حضور در مجامع ترقیب کند؛ البته که مدیرعامل ژاکت هم، از تجربیات نچندان خوشایند خود در مثال های متنوع بی نتیجه ای که با ارگان های مختلف گفت؛ از نرفتن میخ آهنین در سنگ!

بهرامیان: رگولاتور درکی از کسب و کار ما ندارد! ما من ظلم می پذیرم تا فقط قضیه تمام شود!

ببین رگولاتور خیلی متوجه صنعت من نمی شه! متوجه نمی شه که من برای فروش نسخه محصول قالب یا افزونه ها، که بعضیاشون یا لاینس داره یا نداره، چون اون آدم اومده و آنلاین از من خرید کرده، نمی تونم استرداد 7 روزه بی قید و شرط بذارم…. اون آدم فایل محصول من رو داره، من که دیگه نمی تونم برم ازش تحویل بگیرم یا پس بگیرم… فروش محصول من، با مثلا فروش آنلاین گوشی خیلی فرق می کنه؛ اون آدم گوشی رو خرید، می رسه دستش، اگر نخواست پس می ده و پولش رو استرداد می کنه… ولی من که دیگه نمی تونم برم این کارو بکنم، حتی شاید اون آدم محصول من رو نصب هم کرده باشه! البته ما این موضوع رو با گذاشتن لایسنس روی خیلی از محصولات حل کردیم ولی خب از سمت رگولاتور، راه حلی اصلا برای این موضوع نیست!

ببین بخوام باهات شفاف باشم؛ ما به یه نقطه ای رسیدیم که اگر میان می گن دو میلیون تومان تو سایت شما خرج شده که دزدی بوده، من می گم آقا شماره کارت رو بگین ما پول رو براتون واریز کنیم! و تمام… می دونم، خوب نیست آدم ظلم پذیر باشه… ولی خب ما باید بریم شش ماه بدوییم که بخوایم ثابت کنیم آقا بخدا تو این موضوع ما تاثیر نداشتیم! این پول مال شما، ول کنین ما رو فقط

حالا چرا تو انجمن ها نیستیم؟ حقیقتا من خودم، هیچوقت به این نتیجه نرسیدم که می تونم یک کار مهمی در انجمن ها و اصناف انجام بدم یا کمکی بکنم. اگر بدونم که جایی واقعا می تونم موثر باشم، حتما می رم؛ ولی خب اینجا هیچوقت فکر نکردم که می شه کاری کرد…

رامیارقنبری: چون میدونی، یک بحثی که هست اینه که آیا اصلا تو صنف ما، بچه ها پشت هم هستن؟ خیلی ها می گن چون رده سنی اقتصاد دیجیتال یه ذره پایینه، شاید افراد به اون بلوغ نرسیدن که اگر کلاه صنف رو می ذارن رو سرشون، به منافع شخصی شون دیگه فکر نکنن، یا وقتی میان در جمعی می شینن که قراره برای صنف تصمیم گیری بشه، کنار هم قرار بگیرن؛ نه اینکه بعدا برن با راه های مختلف، با رگولاتور مذاکره کنن….

وحید بهرامیان: آره منم این احساس رو دارم؛ البته توهین به هیچکدوم از دوستان نمی خوام بکنم… ولی خب ما داریم می بینیم که اقای فلان رفته و یک مسیری رو با رگولاتور هموار کرده… من حتی می گم شاید لزوما برای منافع شخصیش نباشه! یعنی به طور مثال، بچه هایی که در حوزه اس امس اس دارن کار می کنن، هر مسیری که برای خودشون باز کنن، برای بقیه هم قاعدتا هموار می شه و تهش یک نفع جمعی داره؛ حتی اگر از ابتدا، موضوع فقط نفع شخصی بوده!

 

قنبری: ما و کاربرانمان برای رگولاتور مهم نیستیم؛ باید در صحنه حضور داشته باشیم تا اتفاقی رقم بخورد!/ بهرامیان: کار صنفی کفش آهنین می خواد، من ندارم! 

رامیار قنبری: اما موضوع اینه که تو اگر به عنوان صنف، نری و حضور نداشته باشی و صحبت نکنی، اون وریه فکر می کنه که آدمی وجود نداره اینور… و نتیجه ش می شه اینکه هر جوری که می خواد تصمیم گیری می کنه. مثلا برای حوزه پرداخت که من هم رئیس انجمنش هستم، امسال واقعا سال بسیار سختی بود!خیلی شرایط سختی از سمت حاکمیت ایجاد شد برای پرداخت یارها، برای کیپتویی، طلا…

رگولاتور انگار اصلا به کاربرها اهمیتی نمی ده و می گه من به عنوان یک مدیر یا معاونی که اینجا نشستم، که من همیشه به اینجور افراد می گم مدیران نخواسته، تو به عنوان یک کسب و کار، برای من دردسری و من به جای اینکه مراقبت باشم، باهات حرف بزنم، باهات گپ بزنم، حذفت می کنم، به راحتی می زنم می ترکونمت… و این اتفاقی هست که من دارم می بینم! امسال خیلی از مجوزها تمدید نشد، خیلی از بچه ها پشت درهای بسته نشستن که ببینن چی می شه و…

حالا نکته م اینه که اگر شماها، به عنوان یک کسب و کاری که یه بخشی از بازار رو دارید، چشم هاتونو اگر ببندید، اونور هرکاری دلش بخواد می کنه! می دونم که خیلی کار سختیه، خیلی کار وقت گیریه اما واقعا دوست دارم که شما هم بیاین و حضور داشته باشین

وحید بهرامیان: ببین یک کفش آهنی و یک اراده خیلی قوی می خواد که شاید من خودم هیچوقت نداشتم. من روحیه کار فرهنگی خیلی دارم، مثلا موقعی که دانشجو بودم و حتی بعد از فارغ التحصیلیم، تا سال 95 فکر می کنم، خیلی جدی کار فرهنگی می کردم، خیلی پیگیری می کردم مسائل دانشجویی رو، اعتراض می کردم… بعد از فارغ التحصیلیم مثلا با یک تیمی بودیم در اصفهان که تو حوزه داستان کودک کار می کردیم تا بچه ها از سنین پایین تر کتاب خون بار بیان، عشق کنن با کتاب… ینی می خوام بگم شخصا خیلی دوست دارم اگر جایی می تونم موثر باشم، حضور پیدا کنم؛ ولی خیلی فکر نکردم تا الان، که در این فضا ها بتونم مفید و موثر باشم.

از یک طرف دیگه ای هم، این ساختار حاکمیتی ما، داره یکجوری داره برخورد می کنه که تو، این حس رو می گیری که آقا، این نمی خواد اصلا مسیری رو برای تو باز کنه! وقتی اراده بر حمایت از کسب و کارها باشه، مخصوصا در فضای دیجیتال، همه جا باید خودش رو نشون بده دیگه! ما داریم صد در صد عکس این داستان رو می بینیم و من از یک نقطه ای به بعد تصمیم گرفتم به جای این که بخوام ده هزار بار برم برای او، توضیحی بدم که یه ساختاری رو ایجاد کنه، برم یک مسیر دیگه ای رو انتخاب کنم ؛ مثل یه کوه سنگی که اگه نمی تونم برش دارم، باید دورش بزنم…

رامیار قنبری: آخه اصلا اراده ای نیست!می گن آقا شما در تولید ناخالص داخلی کشور چه قدر سهم دارید اصلا؟ که ما بخوایم براتون کاری کنیم؟ قبلا جی دی پی کشور نفت بوده، امسال خود آقای رئیس جمهور اومد گفت: آقا ما می خوایم از همتون مالیات بگیریم… حالا که منی که کسب و کارم و باید مالیات بدم، خب حداقل بیاید توقعات منو بشنوید دیگه…

 

بهرامیان: حاکمیت نمی خواهد از تجربیات بقیه کشورها استفاده کند/ ما تا جایی که بتوانیم، در ژاکت کار فرهنگی و مسئولیت اجتماعی می کنیم

وحید بهرامیان: و به نظرمن بدترین چیز اینه که تو، چه در زندگی شخصیت، چه کسب و کاری، چه حاکمیتی، از تجربیات دیگران استفاده نکنی…. الان آمریکا چند درصد از درآمد سالانه ش، داره توسط برندها تامین می شه؟ خود ترامپ برندهاش رو آورد تا نشون بده اینا پشت ما هستن! بعد شماها، اینجا دارید می بینید بازی دنیا به چه سمتی داره می ره، ولی برعکسشو دارید می رید؟! درسته که بازی ما در ایران بازی نفته؛ ولی در همه دنیا زمین بازی عوض شده…. الان خود ما ایرانی ها چه قدر در سال هزینه می کنیم برای هزینه دلاری گوگل ادز؟

ینی فقط کافیه شماها یکم چشماتونو باز کنین! اصلا نیازی نیست درک خاصی داشته باشین حتی… یه لحظه تصور کن که هر کسب و کاری که تو ایران خیلی موفق بوده، بین المللی بشه؛ چه اتفاقی می افته؟ کلی ارز وارد کشور می شه…. ولی وقتی این نگاه وجود نداشته باشه، همین وضعی می شه که الان ما توش هستیم دیگه… شما با مالیات مشکل داری، با بیمه مشکل داری، تو قانون مشکل داری، تو دادگستری مشکل داری…

رامیار قنبری: قانون هم نمی خواد عوض بشه حتی! رضا الفت نسب تو یک اپیزود اومد اینجا، می گفت قانون تجارت الکترونیک ما، سال هشت و دو نوشته شده؛ خب این باید تغییر کنه دیگه!

وحید بهرامیان: من گفتم دیگه؛ اینا متوجه ما نمی شن… همون مثالی که سر استرداد خرید آنلاین زدم برات! مشکل قانونیه دیگه… و خب من چیکار کردم تو بیزینسم؟ به این نتیجه رسیدم که ما یکم باید به کاربر توضیح بدیم که آقا ما به این دلایل نباید استرداد کنیم و… یا مثلا اینماد!

بابا دیگه تو که اصلا اومدی شکل گرفتی که کنار این دیجیتالی ها باشی و یه اعتباری بهش بدی! سامانه غیرفرندلی، بدون پشتوانه، غیر اصولی…  من مثلا خانمم می خواد از یه سایتی یه چیزی بخره، می گه اینماد داره ها… می گم اصلا دلیل نمی شه! یه زنگ بزن ببین اصلا جواب می دن! من خودمم دارم دیگه تو ژاکت؛ چی کار می کنن؟ هیچ کار…. ببین اینها در این حد به سیستم فکر نمی کنن که برای ورود به اینماد، تو باید ازطریق دولت من وارد بشی! ینی تمام اطلاعات زندگی من اونجاست… بعد مثلا تو فکر کن دیجی کالایی، اگر شکایت داشته باشی بخوای بری جواب بدی، باید دسترسی دولت من مدیرعامل رو بدی به یکی از کارمندا بره جواب شکایت ها رو بده؟!

یه مثال دیگه برات بزنم، جالبه… ما دیگه انتظار داریم وقتی شما پلیس فتا راه می ندازین تو این مملکت که پیگیری شکایت ها در فضای الکترونیک رو انجام بده، سواد اقتصاد دیجیتالی داشته باشن آدمای اونجا دیگه! از ما یک بار شکایت شده بود؛ در یک روستایی در توابع اهواز، از ما شکایت کرده بودن. بعد ما رفتیم تو سیستم که ببینیم قضیه چیه، نمی تونستیم بفهمیم از کی و از چه شرکتی شکایت شده؛ باورت می شه؟ شکایت به اسم کسی ثبت شده بود که کلی شرکت دیگه هم داشت و در کلی شرکت عضو هیئت مدیره و مدیرعامل بود! ببین ما 30 میلیون تومن خرج کردیم که ببینیم قضیه چیه! بعد هم گفتن 2 میلیون تومن تو درگاه شما به اشتباه نشسته… هیچ دیتای درستی هم ازش نداشن؛ چه روزی، چه ساعتی… هیچی! آخری هم، ما هم اون دو میلیون رو دادیم، هم سی میلیون رو دادیم… این ساختار منفع می کنه اصلا آدم رو، خسته می کنه واقعا….

من دوست دارم کار فرهنگی موثر کنم؛ مثلا ما در ژاکت هرکسی که کارت بهزیستی معلولیت داشته باشه و بخواد توسعه دهنده پبتفرم باشه، ژاکت سهمش رو صد در صد می ده و هزار تومن هم نمی گیره، یا مثلا با مجموعه های رعد و… و ارتباط گرفتیم، گفتیم آقا ما به رایگان هرکاری بتونیم انجام می دیم کهاین بچه ها بتونن رشد کنن و مثال های دیگه…. ولی من حقیقتا به این نتیجه نرسیدم که گفت و گو کردن و تلاش در این ساختار می تواند تاثیر مثبتی داشته باشد. تو یک جایی احساس می کنی که اگر به سنگ نشسته بودی یکسری توضیحات رو داده بودی، الان یه کاری کرده بود!!

رامیار قنبری: به هرحال به نظرم قبلا انجمن های کسب و کار اینترنتی، یذره منفعل عمل کرده؛ البته همه دوستانمون هستن، بچه هایی هستن که ما می شناسیمشون؛ ولی خب… فکر میکنم سال آینده انتخاباتش باشه و امیدوارم تو، باشی تو مجمع بعدی حداقل به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره

وحید بهرامیان: میدونی، باید به این نتیجه برسی که اصلا به درد می خوره این کار یا نه… من اصلا زحمت دوستان رو زیر سوال نمی برم؛ ولی خب همونطور که گفتم، زمین بازی بیزینس ما جایی هست که خیلی درگیر نیستیم خداروشکر! البته درگیر هستیم ها؛ ولی خب اینها کاری براش نمی تونن بکنن.. مثلا تو مالیات نمی فهمم واقعا چیکار دارن می کنن! برای ما ضریب می زنن، من سال 1401 خودم رفتم صحبت کنم، گفتم آقا ما همه چی مون اینترنتیه، شما سه ماه ما نت رو قطع کردین، ما اینترنت درستی نداشتیم، همه چی مون خوابید بود؛ چرا باور نمی کنید که کم فروختیم؟

ببین من تنها ارگانی که بفهمم خدمتی نده و پول بگیره، مالیاته؛ تو همه دنیام همینه… ولی خب مالیات می گه آقا من به تو زیرساخت دادم که تو کار کنی، حالا بیا مالیاتتو بده؛ خب وقتی تو هر روز داری روزی دو ساعت برق منو قطع می کنی، منم دارم لطمه می بینیم، بهت هم اومدم گفتم، چرا تو اون ضریب من نمی بینی پس؟ چرا باورم نمی کنی وقتی می گم کمتر کار کردم؟ کمتر فروختم؟

 

رامیار قنبری: کسب و کارهای دیجیتال را تهدید می کنند چون زورشان به سنتی ها نمی رسد!

رامیار قنبری: من نمی فهمم اصلا… چرا این میزهای مالیاتی انقدر نگاه بالا به پایین به ما دارن و چرا انقدر دستشون بازه؟ چرا ما به عنوان کسب وکار، نوکر اوناییم؟ بجای اینکه او به من احترام بذاره، یجوری با من برخورد می کنه انگار من دزدم! یکی نیست بهشون بگه که… آقا من کار درست کردم، کارآفرینی کردم! تو زورت به اون کسب و کار سنتی نمی رسه، می خوای دق و دلیتو سر من خالی کنی؟ چون همه چیم شفافه؟ همه چی مشخصه؟ بعد منو تهدید هم می کنی؟

وحید بهرامیان: ببین یکسری چیزها یه وقتایی خیلی حداقلیه! مثل احترام…

رامیار قنبری: آره دیگه… این نوع رفتار که انگار من دزدمُ بهم بر می خوره

وحید بهرامیان: ببین هرکسی که می ره اونجا، یا مدیر مالیه یا مدیرعامل…. ولی تو یجوری باهاش برخورد می کنی، انگار که مثلا از تو خیابان بلند شده اومده اینجا!

یک بار یک کسی به من زنگ زد، گفت مالیات فلان موقع تو ندادی… یا میای پرداخت می کنی یا می گم به فلان جا و… بهش گفتم آقای فلانی، شما شرکت ما رو می شناسی، ما یه دونه مالیات معوقه نداشتیم، این هم که تا الان پرداخت نکردیم، اصلا بخاطر مهلت اضافه ای هست که خودتون بهمون دادین.. برای چی تهدید می کنی؟

رامیار قنبری: من می گم مدیرعامله حماله…. شما تلفنت ضبط می شه، ماشینت، همه اموالت… ببین کشورهای دیگه هم مالیات می گیرن، من نمی گم نمی گیرن؛ ولی اینجوری باهات رفتار نمی کنن، حس بد نمی دن بهت!

وحید بهرامیان: من فکر می کنم این مشکل تک تک ماست! بین اون آدمی که پشت اون میز نشسته کیه؟ به قول خودت بیرون از اونجا یکیه مثل من… ولی مسئله اینه که من شرکتم دیگه، ما باید باورمون بشه که هرکدوممون یک چراغیم، دستمون تو جیب همدیگه ست! من نمی تونم امروز ادعا کنم که تو ژاکت ما صد در صد رضایت آدم هارو جلب کردیم؛ ولی داریم سعی می کنیم، چه تو محیط کار چه تو ارتباط با مشتری ها… احترام آدم ها رو باید نگه داشت!

 

بهرامیان: بعد انقلاب کردن، تازه باید شروع کرد به کار!

متاسفانه یک انقلابی شکل می گیره، مردم میان وسط، انقلاب می کنن و بعد می رن می شینن، می گن ما کارمون رو کردیم! بقیه شو بقیه یه کاری کنن. منظورم اینه که ما تک تکمون،  باید در هر سیستمی خودمون رو مسئول بدونیم.

رامیار قنبری: این فرهنگه دیگه؛ باید هر مسئولیتی داریم، به درستی انجامش بدیم؛ چرا نباید درست انجام بدیم؟

وحید بهرامیان: من یه بار دیگه، باز خودم رفتم برای مالیات، طرف گفت ببین من می دونم چه قدرسخته اوضاعتون، دیروز یکی مثل تو اومد اینجا گریه افتاد، اینجوریه اونجوریه… ببین من کارو انجام دادم، پولمم دادم، ولی انقدر دردم نیومد! گفتم حداقل اون آدم من رو درک کرد و خب نمی تونست برام کاری کنه.

من بک گراند مذهبی دارم، یه حکایتی تعریف کنم براتون… یه بار یه عالمی رفت رو منبر، می خواست سخنرانی کنه، گفت آقا هرکی هرجا نشسته، یک قدم بیاد جلو، همه اومدن جلو، خودشم اومد پایین! همه گفتن چرا خودت اومدی پایین؟ گفت صحبتم همین بود دیگه… حرفم همین بود.

به نظرم باید همه تو این ساختار کار کنیم، کمکی هم اگر از دست من بربیاد، حتما انجام می دم و سعی می کنم حضور داشته باشم؛ ولی خب هرکدوممون هرجا نشستیم، باید یک قدم بیایم جلوتر… خیلی از تجربیاتی که ما داریم، در ارتباط با همدیگه ست، اصلا از مسائل حاکمیتی خارجه! خودمون باید حواسمون به هم باشه و درست کارمون رو انجام بدیم که کشور به جای بهتری برسه…

رامیار قنبری: برای بچه هامون دیگه. ما که حالا به هرحال زندگی کردیم و ازمون گذشت! ولی برای نسل بعدیمون، میراثی بذاریم که حالشون بهتر باشه دیگه… ممنون که اومدی وحید جان

وحید بهرامیان: مرسی از شما، ممنون ازتون

 

 

برچسب ها: پادکست تراپیحامد عطارزادهرامیار قنبریژاکتوحید بهرامیان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پادکست تراپی

© 2024 پادکست تراپی - تمامی حقوق برای رسانه خبری پادکست تراپی محفوظ می باشد.

رسانه ای برای حرف دل کارآفرینان

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • سیاست های پادکست تراپی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار تازه
  • فین تک
  • اقتصاد دیجیتال
  • صنعت پرداخت
  • یادداشت ها
  • پادکست تراپی

© 2024 پادکست تراپی - تمامی حقوق برای رسانه خبری پادکست تراپی محفوظ می باشد.